استفاده در الگوهای چارت


نحوه استفاده از کندل استیک در تحلیل تکنیکال

نحوه استفاده از کندل استیک در تحلیل تکنیکال

کندل استیک چیست؟

سه نموداری که در تحلیل تکنیال مورد استفاده قرار می گیرند عبارتند از :

  1. نمودار میله ای یا Barchart: نشان دهنده قیمت های مختلف مانند بازو بسته شدن قیمت در بازه زمانی مورد‌نظر نشان داده می‌شود.
  2. نمودار شمعی یا Candlestick: در ادامه به بررسی کامل این نمودار خواهیم پرداخت.
  3. نمودار خطی یا line chart: در نمودار خطی تفاوتی در مناطق مختلف نمودار نخواهیم دید زیرا فقط قیمت بسته شدن در این نمودار مطرح است.

نکته! استفاده از نمودار میله ای و نمودار خطی واقعا دشوار است و ضعيف عرضه و تقاضا اصلا مشخص نیست.

کندل استیک یا نمودار شمعی که در زیان انگلیسی به آن Candlestick نیز گفته می شود نوعی نمودار قیمت است که قیمت‌های بالا و پایین، بازشدن و بسته شده یک اوراق بهادار را در یک دوره زمانی مشخص نشان می‌دهد و به دلیل این که نمودارها شبیه به شمع هستند به آنها کندل استیک یا شمعدان می‌گویند. یک نکته مهم که همواره باید به آن توجه کنیم این است که سیگنال ها در این نمودار در کف و سقف نمودار قرار دارند. کندل استیک‌ها بیانگر وضعیت سرمایه گذارن می باشد، به این ترتیب با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌توان زمان مناسب خرید و فروش را با بررسی و تحلیل نمودارهای شمعی تشخیص داد. کندل استیک از بدنه اصلی و سایه ها تشکیل شده و با استفاده از ۴ داده آماری یعنی قیمت آغازین قیمت بسته شدن بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت در تایم فریم های مورد نظر استفاده در الگوهای چارت تحلیل گر توسط نرم افزارهای نموداری نمایش داده می شود. در Candlestick رنگهای متفاوتی وجود دارد که هریک نشان دهنده مواردی می باشد:

  • رنگ قرمز یا مشکی: فشار فروش و نشان دهنده کاهش قیمت است.
  • رنگ سبز یا سفید: فشار قوی خرید و نشان‌دهنده افزایش قیمت است.

نحوه استفاده از کندل استیک در تحلیل تکنیکال

انواع دیگر الگوهای کندال:
  1. الگوی چکش یا همر: اصولا در کف‌های قیمتی شکل می‌گیرد و بیانگر این است که قیمت ابتدا افت زیادی داشته ولی بعد رشد کرده و نزدیک به قیمت بازشدن، بسته شده است. به این الگو در زبان انگلیسی Hammer گفته میشود.
  2. الگوی مرد دارآویز: اصولا در سقف قیمت تشکل می یگرد و بدنه شمع کوچک و سایه بلندی در بالای شمع قرار دارد.
  3. Bullish: به این الگو در زبان فارسی الگوی اینگالف صعودی می گویند. اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن کندل باشد به آن کندل صعودی می گوییم و با رنگ سبز مشخص می شود.
  4. Bearish: به این الگو در زبان فارسی الگوی اینگالف نزولی می گویند. اگر قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن کندل باشد به آن کندل نزولی می گوییم و با رنگ قرمز مشخص می شود.
  5. Long shadow pattern: به این الگو در زبان فارسی الگوی سایه بلند می گویند. این الگو بیانگر حداکثر یا حداقل قیمت است. تمایل حرکتی این الگو به سمت قیمت های بزرگتر می باشد.
بررسی سایر جزییات موجود در کندال استیک:

الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال:

فرفره: کندل ها دارای سایه های بلند و یا بدنه کوچک هستند شمع های فرفره ای نام دارند و نشان دهنده ی نوسان زیاد قیمت در طول زمان معاملات و سرگردانی معامله گران است و در نهایت قیمت پایانی در نزدیکی قیمت آغازین بسته شده است.

دوجی: کندل ها دارای بدنه بسیار بسیار کوتاهی هستند و می توان گفت قیمت آغازین و پایانی در یک نقطه قرار گرفته به این کندل استیک ها دوجی گفته می شود.

دوجی ها یکی از ساختار های مهم در الگو های شمعی مهم در بازار هستند.

شناسایی بهترین الگوهای قیمتی در سه مرحله

به عنوان یک تریدر به الگوهای قیمت اعتقاد زیادی دارم. البته الگوهای کمی وجود دارند که سیگنال واقعی را به ما نشان بدهند. باید بدانید که بحث اصلی در رابطه با خود الگو نیست؛ بلکه این الگوها در رابطه با داینامیک بازار و اینکه تریدرها چگونه قیمت را حرکت می‌دهند به ما اطلاعات مفیدی خواهند داد.

در این مطلب قصد داریم به شما نشان دهیم که چگونه هر الگوی قیمتی را رمزگشایی کنید. بنابراین قادر خواهید بود تا حرکات قیمت را به شکل بسیار بهتری درک کنید. با طلاچارت همراه باشید…

۳ جزء از الگوهای قیمتی

تمام الگوهای قیمت فارغ از اینکه چه نوعی باشند مثل سر و شانه، کنج، دو قلو، پرچم‌ها، فنجان و دسته و …، از سه جزء مشابه تشکیل می‌شوند. در صورتی که بتوانید این سه جزء را به درستی بخوانید، می‌توانید تصمیمات معاملاتی بهتری گرفته و حرکات قیمت را به روش جدیدی درک کنید.

شماره ۱) بنیان: سقف‌ها و کف‌ها

گرچه بسیار ابتدایی به نظر می‌رسد، اما تحلیل اینکه سقف‌ها و کف‌ها چگونه در چارت شما شکل گرفته‌اند، پایه و اساس تحلیل الگوهای قیمتی را شکل می‌دهد. این روش در واقع اساس تئوری داو می‌باشد که چندین دهه است که مورد استفاده تریدرها قرار دارد.

روندهای صعودی: سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر

یک روند صعودی تنها زمانی وجود خواهد داشت که کف‌ها و سقف‌ها بالاتر از همدیگر تشکیل شوند. سقف‌های بالاتر نشان می‌دهند که خریداران توانسته‌اند قیمت را به سمت بالا حرکت بدهند. کف‌های بالاتر در فاز اصلاحی نشان می‌دهند که فروشندگان در پایین آوردن قیمت به شکل قدرتمند ناموفق هستند و خریداران دوباره وارد بازار شده و حرکت صعودی را ادامه خواهند داد.

تغییر روند

زمانی که قیمت نتواند سقف جدیدی ایجاد کند، این می‌تواند به عنوان اولین هشدار برای تغییر قریب الوقوع روند در نظر گرفته شود. یا زمانی که قیمت به سختی قادر به ایجاد سقف‌های جدید است این نیز می‌تواند هشداری مبنی بر به تعادل رسیدن خریداران و فروشندگان باشد. زمانی که خریداران و فروشندگان در طی یک حرکت صعودی (یا حتی نزولی) به تعادل برسند، می‌توان احتمال چرخش بازار را در نظر گرفت.

در تصویر زیر یک الگوی سر و شانه وجود دارد، در این الگو می‌بینیم که از شانه چپ تا سر الگو قیمت به سختی سقف‌های جدیدی را ایجاد کرده است و این نشان می‌دهد که خریداران دیگر در بازار قدرتمند نیستند. شانه راست نیز این موضوع را تایید کرده و با ایجاد یک کف پایین‌تر (Lower Low) به ما می‌گوید که فروشندگان در حال قوی شدن هستند.

توضیح طلاچارت: الگویی که در بالا مشاهده می‌کنید بیشتر از اینکه یک سر و شانه باشد، ظاهری مشابه الگوی QM دارد. دلیل آن نیز اینگولف شدن کفی است که با دایره قرمز رنگ مشخص کرده‌ایم. آموزش الگوی QM را می‌توانید از اینجا بخوانید .

شماره ۲) قدرت روند: طول و شیب امواج روند

قدرت روند با امواجی که بین سقف‌ها و کف‌ها وجود دارند تعریف می‌شود. در اینجا شما باید به طول/اندازه و شیب امواج روند نگاه کرده تا بتوانید قدرت روند را حس کنید.

در خیلی از استفاده در الگوهای چارت روش‌های مرسوم تحلیل چارت تنها بر سقف‌ها و کف‌ها تمرکز می‌شود در حالی که یکی از مهمترین بخش‌ها درک اتفاقاتی است که بین سقف‌ها و کف‌ها رخ می‌دهد.

در تصویر زیر می‌توانید ببینید که اولین موج از روند (اولین پیکان مشکی) بسیار بلند استفاده در الگوهای چارت و با شیب زیاد بوده است. موج دوم شیب کمتر دارد و کوتاه‌تر است. موج سوم بسیار کوتاه‌تر بوده و تنها توانسته است که سقف قبلی را بشکند. همچنین سایه‌های زیادتری را نیز مشاهده می‌کنیم که سیگنال‌های برگشت و خستگی قیمت می‌باشند. زمانی که این سرنخ‌ها را با هم ترکیب می‌کنیم متوجه خواهیم شد که درک اندازه و شیب امواج روند می‌تواند در درک برگشت‌های قیمت کمک شایانی کند.

شماره ۳) بخش دوم قدرت روند: عمق پولبک‌ها

زمانی که متوجه حرکت بازار در یک فاز روند‌دار شدید، پولبک‌هایی که در طی روند بوجود می‌آیند می‌توانند اطلاعات با ارزشی از اینکه حرکت بعدی چه خواهد بود را به شما بدهند.

تصویر زیر یک روند صعودی را نشان می‌دهد که در طی آن شاهد حرکات رنج و اصلاحات زیادی هستیم. درست قبل از اینکه تغییر روند از صعود به نزولی رخ دهد، آخرین حرکت اصلاحی را می‌بینیم که از لحاظ اندازه و مدت زمان شکل گیری بسیار بزرگ‌تر است. این حرکت اصلاحی بزرگ به ما می‌گوید که در تعادل بین خریداران و فروشندگان چیزی تغییر کرده است.

در حالیکه اصلاح‌های کوچک و کم عمق به این معنا هستند که روند فعلی بدون مشکل می‌باشد، اما زمانی که اصلاح‌های قیمتی از لحاظ اندازه بزرگ‌تر می‌شوند می‌توانند هشداری مبنی بر تغییر روند و همچنین تغییر بالانس بین خریداران و فروشندگان باشند.

مهمترین چیزی که در بازار وجود دارد، درک ساختارهای قیمت است. چرا که ساختارها می‌تواند همه چیز را به شما در مورد رفتار خریداران و فروشندگان بگویند. ما در دوره‌های طلاچارت کاملا بر این ساختارها متمرکز هستیم و سعی می‌کنیم به سادگی از آنها برای تحلیل بازار و پیدا کردن نقاط ورود مناسب و کم ریسک استفاده کنیم.

در صورتی که قصد دارید به تازگی تحلیل بازار را یاد بگیرید، می‌توانید از دوره آموزشی تحلیل تکنیکال استفاده کنید.

اما اگر از قبل با تحلیل تکنیکال آشنایی دارید، می‌توانید در دوره استراتژی طلاچارت شرکت کنید تا با ترکیب پرایس اکشن و جریان سفارشات به درک بسیار عمیقی از بازار دست پیدا کنید.

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی

آموزش تخصصی بورس در مشهد | کلاس بورس در مشهد | آموزش تحلیل بنیادی در مشهد | آموزش تحلیل تکنیکال در مشهد | ثبت نام کد بورسی رایگان | پارسیان بورس

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی – هفت الگوی کلاسیک در بازارهای سرمایه شناسایی شده که به دلیل استفاده زیاد کاربران از آن‌ها از اعتبار بالایی برخوردار هستند، این الگوها در بازار سرمایه به‌راحتی قابل‌تشخیص هستند، ولی لازمه آن شناخت درست و صحیح الگوها است. همچنین این الگوها در تایم فریم‌های (دوره‌های زمانی) مختلفی تشکیل می‌شوند. از بسیاری جهات، الگوهای قیمتی را می‌توان نوع پیچیده‌تری از استفاده در الگوهای چارت خطوط روند به شمار آورد. مهم است که قبل از ادامه مبحث الگوهای قیمتی، ابتدا مفاهیمی مانند حمایت و مقاومت، خطوط روند و سایر مفاهیم ابتدایی تحلیل تکنیکال را یاد بگیرید، برای یادگیری مباحث یاد شده می‌توانید مقالات قبلی آموزش تحلیل تکنیکال که توسط آکادمی تخصصی پارسیان بورس تهیه و گردآوری شده است را مطالعه کنید:

در ادامه این مطلب از پارسیان بورس، می‌خواهیم انواع الگوهای قیمتی را بررسی کنیم، پس با ما همراه باشید.

انواع الگوهای قیمتی

الگوهای قیمت به طور کلی به دو نوع ادامه دهنده و بازگشتی تقسیم می‌شوند

  • الگوهای بازگشتی: پس از این الگوها تغییر روند رخ می دهد
  • الگوهای ادامه دهنده: پس از این الگوها نمودار به روند خود ادامه می دهد

حتما بخوانید:

قسمت های قبلی آموزش الگوهای قیمتی:

در این مطلب از مجموعه آموزش بورس به بررسی مفصل الگوی کف و سقف دو قلو و سه قلو می‌پردازیم و در مقالات بعدی به بررسی کامل دیگر الگوهای قیمتی نیز می پردازیم.

سقف دوقلو

این الگو نیز همانند الگوی سرشانه یک الگوی بازگشتی است، برای شناسایی این الگو کافی است الگوی همانند عکس های زیر را در نمودارهای خود پیدا کنیم.

الگوی سقف دوقلو یک الگوی نزولی بازگشتی است که معمولا روی نمودارهای میله‌ای، خطی و نمودارهای شمعی یافت می‌شود. همانطور که از نام آن مشخص است، این الگو از دو قله متوالی تشکیل شده که تقریبا مساوی هم هستند و یک دره متوسط در بین آنها وجود دارد. (سر)

ممکن است انواع مختلفی از این الگو وجود داشته باشد. الگوی کلاسیک سقف دوقلو حتی اگر نشان از تغییراتی بلندمدت نداشته باشد، حداقل یک تغییر متوسط در تغییر روند صعودی به نزولی را خواهد داشت. بسیاری از الگوهای احتمالی سقف دوقلو می‌تواند در طول مسیر صعودی ایجاد گردند اما تا زمانی که حمایت اصلی شکسته نشود، بازگشت قیمت نمی‌تواند مورد تایید قرار گیرد.

همان‌طور که مشاهده می‌کنید، در صورت وجود روند صعودی و ایجاد چنین الگویی، استفاده در الگوهای چارت درصورتی‌که سهم از نقطه A به سمت پایین خارج شود و به بیان دیگر خط گردن را با حجم زیاد قطع کند، هدف قیمتی را به‌اندازه فاصله سقف الگو تا خط گردن خواهد داشت.

برای روشن شدن قضیه ما به نکات کلیدی شکل‌گیری الگوی سقف دوقلو اشاره می‌کنیم. این مسئله نیاز به دقت

۱ – روند قبلی: قبل از تشکیل هر الگوی بازگشتی، باید یک روند وجود داشته باشد که بتوان بازگشتی برای آن متصور بود. در مورد سقف دوقلو، باید وجود یک روند صعودی چندماهه قبل از شکل‌گیری الگو وجود داشته باشد.

۲ – اولین قله: اولین سقف (قله) می‌بایست بالاترین قیمت در روند کنونی باشد. در سقف اول به نظر می‌رسد که روند در حال ادامه دادن روند است و هیچ تهدیدی متوجه روند نیست.

۳ – دره: بعد از تشکیل اولین سقف یا قله، یک نزول موقتی در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد شکل می‌گیرد. حجم معاملات در حین نزول قیمت از سقف اول معمولا ناچیز است. شکل دره بعد از سقف اول می‌تواند گاهی اوقات کمی گرد باشد که نشانه تقاضای ملایم در سهم است.

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی

۴ – دومین قله: بعد از تشکیل دره معمولا حرکت قیمت با حجم کم همراه می‌شود و در محدوده‌ی قیمتی قله قبلی، قیمت با مقاومت مواجه می‌شود و سقف (قله) دوم تشکیل می‌گردد. حتی بعد از مواجه شدن با مقاومت، تشکیل شدن سقف دوقلو در حد احتمال است و الگوی سقف دوقلو هنوز تایید نشده است. دوره زمانی بین دو سقف معمولا ۱ تا ۳ ماهه است ولی می‌تواند از چندهفته تا چندماه متغیر باشد. در تشکیل الگوی سقف دوقلو سقف‌های دقیق ارجحیت دارند ولی تغییر ۳ درصدی قله‌ها نسبت هم نیز قابل قبول است.

۵ – نزول از قله دوم: حتی بعد از نزول قیمت از قله دوم، الگوی سقف دوقلو و تغییر روند هنوز کامل نشده است. شکست حمایت به سمت پایین که قبلا در پایین‌ترین نقطه بین قله‌ها تشکیل شده، الگوی بازگشتی سقف دوقلو را تکمیل می‌کند. این شکست می‌بایست با قدرت و افزایش در حجم معاملات همراه باشد.

۶ – تبدیل حمایت به مقاومت: حمایت شکسته شده تبدیل به مقاومت می‌شود و گاهی اوقات قیمت مجددا به این سطح مقاومت (که قبلا حمایت بوده) اصطلاحا پولبک می‌زند. چنین برگشت‌های موقت و برخورد به مقاومت، معمولا فرصتی برای خروج است.

پارسیان بورس

۸ – هدف قیمت: فاصله بین حمایت شکسته‌شده تا قله‌ی الگو را می‌توان از سطح حمایت رو به پایین محاسبه نمود تا استفاده در الگوهای چارت هدف قیمتی این الگو بدست آید. بنابراین هرقدر الگوی تشکیل شده بزرگ‌تر باشد، پتانسیل افت قیمت بیشتری نیز در نزول احتمالی وجود خواهد داشت.

گرچه تشخیص الگوی سقف دوقلو ممکن است به نظر ساده و راحت برسد، اما باید دقت کرد تا موقعیت‌های گمراه‌کننده که شبیه الگوی سقف دوقلو است ما را دچار زیان نکند. قله‌ها در الگوی سقف دوقلو می‌بایست در حدود یک‌ماه از هم فاصله داشته باشند. اگر قله‌ها بسیار به هم نزدیک هستند، ممکن است تنها یک مقاومت موقتی شکل گرفته باشد و روند صعودی به استفاده در الگوهای چارت نزولی تبدیل نگردد.
مطمئن شوید که دره بین دو قله حداقل ۱۰ درصد نسبت به سقف پایین‌تر آمده باشد. کاهش کمتر از ۱۰ درصد ممکن است نشانه‌ی افزایش در فشار فروش نباشد. یکی از مهم‌ترین اشتباهاتی که در سقف دوقلو باید از آن اجتناب کنید، اقدام زودهنگام در زمانی است که هنوز تشکیل الگو قطعی نشده است. همواره برای تایید الگو، منتظر شکست حمایت بمانید؛ این شکست باید متقاعدکننده باشد.

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی

برای اطمینان از شکست روند، مانند برخی از افراد می‌توانید این دو قانون را در نظر بگیرید:

اول : ۳ درصد قیمت را در نظر بگیرید و هرگاه حمایتی شکسته شد، تا زمانی که قیمت ۳ درصد از سطح حمایت پایین‌تر نرفته آن شکست را یک شکست قطعی ندانید.
دوم : برای اطمینان از شکست حمایت، قیمت باید حداقل ۳ روز در زیر سطح حمایت باقی بماند. فراموش نکنید روند در جریان است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. این اصل در الگوی سقف دوقلو هم صادق است، بنابراین تا زمانی که حمایت شکسته نشده است، این روند را ادامه‌دار در نظر می‌گیریم.

کف دوقلو

الگوی بازگشتی کف دوقلو یک الگوی صعودی است که معمولا نمودارهای میله‌ای، خطی و شمعی تشخیص داده می‌شود. همانطور که از نام آن مشخص است، الگو از دو دره (کف) متوالی که تقریبا با هم برابرند تشکیل شده است و یک قله متوسط در وسط آنهاست. در نظر داشته باشید، الگوی کف دوقلو روی نمودار نقطه و رقم کاملا متفاوت است و یک الگوی نزولی محسوب می‌شود.

با وجود این که ممکن است استثنا وجود داشته باشید، الگوی کف دوقلو معمولا علامتی از یک تغییر متوسط یا بلندمدت در روند است. اکثر الگوهای احتمالی کف دوقلو می‌توانند در مسیر نزول شکل بگیرند اما تا زمانی که حمایت کلیدی شکسته نشده است، تغییر روند مورد تایید نخواهد بود.
برای کمک به شفاف‌سازی این قضیه، به نکات کلیدی در شکل‌گیری این روند می‌پردازیم و سپس یک مثال می‌آوریم.

۱ – روند قبلی: برای شکل‌گیری هر الگوی بازگشتی کف دوقلو، طبیعتا باید یک روند نزولی قابل توجه و کاملا مشخص وجود داشته باشد. بنابراین وقتی هیچ روندی حاکم نیست نباید اشکال احتمالی را یک الگوی کف دوقلو دانست.

۲ – کف (دره) اول: کف اول می‌بایست در پایین‌ترین نقطه روند فعلی باشد. بنابراین، اولین کف به ظاهر یک کف معمولی است و پس از تشکیل کف اول، به نظر می‌رسد که روند نزولی ادامه دارد.

۳ – قله: بعد از تشکیل کف اول، یک قله شکل می‌گیرد که معمولا بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از کف فاصله دارد. حجم معاملات در این نقطه معمولا نسبت به کف تشکیل شده، پایین‌تر است. قله برخی اوقات ظاهری تیز و گاهی نیز ظاهر گردمانند دارد؛ قیمت گاهی در نزول کمی تعلل می‌کند که نشان از افزایش موقتی تقاضاست ولی این افزایش تقاضا خیلی قدرتمند نیست و سرانجام قیمت نزول می‌کند.

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی

۴ – کف دوم : نزول از سقف معمولا همراه با حجم کمی صورت می‌گیرد و با حمایت تشکیل شده از کف قبلی برخورد می‌کند. واکنش قیمت به حمایت قبلی موردانتظار است اما حتی پس از واکنش قیمت به حمایت، هنوز تشکیل کف دوقلو قطعی نشده است.
بازه زمانی بین دو کف متفاوت است و معمولا بین چندهفته تا ۱ تا ۳ ماه طول می‌کشد. ترجیح این است که تشکیل دو کف دقیقا در یک خط باشد ولی جا برای بالاتر یا پایین‌تر تشکیل شدن کف ( تا ۳ درصد اختلاف نسبت به کف قبلی ) وجود دارد.

۵ – بعد از کف دوم : حجم معاملات در کف دوقلو اهمیت بیشتری نسبت به سقف دوقلو دارد. برای معتبر بوده الگو، باید فشار خرید و حجم معاملات در حالی که قیمت از کف دوم در حال صعود است افزایش یابد. یک صعود شتاب‌گرفته که دارای یک یا دو گپ نیز است نشانگر این است که تمایل زیادی برای تغییر روند وجود دارد.

۶ – شکست مقاومت : حتی با حرکت قیمت به سمت مقاومت، کف دوقلو هنوز تایید نشده است و این الگو زمانی تایید می‌شود که مقاومت پیش‌ رو (مقاومت ناشی از سقف قبلی) با قدرت شکسته شود.

پارسیان بورس

۷ – تبدیل مقاومت به حمایت : مقاومت شکسته شده به یک حمایت احتمالی تبدیل می‌شود و احتمال وجود یک پولبک نیز وجود دارد. این پولبک فرصت دوباره‌‌ای برای ورود به سهم و بهره‌گیری از روند صعودی است.

۸ – هدف قیمت : فاصله بین مقاومت شکسته شده تا کف، مقداری است که هدف تئوریک سهم محسوب می‌شود. بنابراین هرقدر این الگو بزرگ‌تر باشد، بعد از شکست مقاومت، قیمت نیز رشد احتمالی بیشتری خواهد داشت.

مهم است بدانید که الگوی کف دوقلو یک الگوی بازگشتی میان‌مدت است و در چند روز شکل نمی‌گیرد. گرچه احتمال شکل‌گیری این الگو در چندهفته نیز وجود دارد اما بهتر است بین دوکف حداقل ۴ هفته گذشته باشد. شکل‌گیری کف‌ها معمولا بیشتر از سقف زمان می‌برد (قیمت در کف، بیشتر از سقف باقی می‌ماند) بنابراین صبرکردن یک عنصر کلیدی برای بهره‌گیری از این الگوست. باید به این الگو زمان بدهید تا نشانه‌های صحیح را دریافت کنید.

آموزش تحلیل تکنیکال – الگوهای قیمتی

صعود قیمت بعد از کف اول باید بین ۱۰ تا ۲۰ درصد باشد. کف دوم نسبت به کف اول می‌تواند حداکثر تا ۳ درصد اختلاف قیمت داشته باشد. اندیکاتورهای حجم مانند “Chaikin Money Flow” اندیکاتور OBV و اندیکاتور تجمع / توزیع (Accumulation / Distribution ) می‌تواند برای تشخیص فشار خرید به کار برده شود.

سقف و کف سه‌قلو

این الگو نیز همانند الگوی سقف دوقلو یک الگوی برگشتی بوده و فقط به‌جای دوقلو به سه‌قلو تبدیل می‌شود و به بیان دیگر به‌جای «دو سقف یا کف» به «سه سقف یا کف» تبدیل می‌شود. این الگو برای حالت برعکس یعنی کف سه‌قلو نیز صادق است.

آموزش اصول نمودارهای فارکس

یادگیری درک و نحوه خواندن نمودار فارکس یک علم محسوب می‌شود. در وهله اول بررسی چارت های فارکس تا حدی پیچیده به نظر می‌رسند. نمودارهای فارکس بسته به گزینه‌هایی که برای استفاده مد نظر دارید؛ ممکن است تا حد زیادی متفاوت باشد. نمودارها معمولاً دارای تنظیماتی برای سبک نمایش قیمت و بازه زمانی هستند. قیمت معمولاً می‌تواند به صورت کندل استیک، خط یا نوار نمایش داده شود.

انواع نمودارهای قیمتی فارکس

به صورت کلی نمودارها معمولاً چندین حالت نمایش متفاوت برای نمایش قیمت دارند. یکی از روش‌هایی که می‌توان قیمت را نشان داد کندل استیک یا شمعی نام دارد. نمودارهای کندل استیک متداول ترین روش نمایش برای نشان دادن قیمت در نمودار فارکس هستند. تئوری‌هایی در رابطه با استفاده از الگوهای کندل استیک جهت پیش بینی قیمت وجود دارد.

قیمت را می‌توان به صورت خطی نیز نمایش داد. نمودارهای خطی یک راه خوب برای ساده کردن نمایش قیمت و کاهش جزیئات هستند. نمودار خطی قیمت پایانی هر دوره را به شما نشان می‌دهد.

روش دیگر برای نمایش قیمت استفاده از نمودار میله‌ای است. نمودار میله‌ای مشابه نمودار کندل استیک است. نمودار میله‌ای به خوبی نشان می‌دهد که قیمت کجا باز شده، بالا و پایین را نشان می‌دهد و همچنین می‌توان محل بسته شدن قیمت را دید.

تحلیل تکینکال

تحلیل تکنیکال روشی برای تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی قیمت آینده با استفاده از نمودارها و داده‌هایی مانند قیمت و حجم معاملات گذشته آن است. تحلیل تکنیکال بر سه فرض اساسی استوار است: همه چیز در قیمت لحاظ شده است، قیمت‌ها بر اساس روندها حرکت می‌کنند و تاریخ تکرار می‌شود.

یکی از بهترین دلایل برای یادگیری نحوه صحیح خواندن نمودار، تمرین به کار گیری تجزیه و تحلیل تکنیکال است. هر تریدری به استفاده از تحلیل تکنیکال اعتقاد ندارد و روش‌های دیگری را برای بررسی نمودار و معاملات خود استفاده می‌کند. اما به صورت کلی استفاده از این روش مفید است و حتی اگر روش اصلی شما برای معامله نباشد، بهتر است در معاملات خود از آن استفاده کنید.

تجزیه و تحلیل تکنیکال به قیمتی بستگی دارد که در نمودار استفاده می‌کنید. اکثر سیستم‌های نموداری به شما این امکان را می‌دهند که ابزارهای تحلیل تکنیکال را روی نمودار خود اضافه کنید.استفاده در الگوهای چارت استفاده در الگوهای چارت

مراقب مسائل بیش از حد پیچیده باشید

متاسفانه گاهی تریدرهایی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، با شلوغ کردن نمودار دچار حواس پرتی می‌شوند. سریع ترین راه برای تشخیص اشتباه در یک تحلیل تکنیکال زمانی است که در یافتن قیمت در نمودار مشکل دارید. این استفاده در الگوهای چارت اتفاق زمانی رخ می‌دهد که از ابزارها و اندیکاتورهای زیادی بر روی نمودار قیمتی استفاده می‌کنید. اغلب بهتر است نمودار قیمتی خود را ساده نگه دارید. به یاد داشته باشید که نمودار همیشه نمی‌تواند آینده را به دقت پیش بینی کند و هیمشه باید استفاده از ابزارهای مدیریت ریسک را به ذهن بسپارید.

زمانی که تریدرها احساس می‌کنند با نگاه کردن به یک الگو، مشابه الگوهای گذشته روی نمودار، می‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند، با مشکلات زیادی مواجه می‌شوند. لطفاً به یاد داشته باشید که وقتی الگوهای تاریخی به روشی مشابه الگوهای بالقوه فعلی توسعه یافتند، تریدرهای مختلف موجود در بازار با دیدگاه‌های متفاوتی به نقاط داده نگاه کرده‌اند.

آموزش الگوهای معاملاتی کلاسیک دوره پیشرفته

هدف این دوره نمایش الگوهای پر کاربرد معاملاتی و آموزش آنها ، شامل نمایش شماتیک + نمونه در چارت و هدف الگو و نقطه مناسب ورود جهت معامله کردن میباشد.

 قسمت اول : مفهوم الگوی کانال در تحلیل تکنیکال

قسمت اول : مفهوم الگوی کانال در تحلیل تکنیکال

این کانال یک الگوی نموداری قدرتمند است که اغلب توسط افراد نادیده گرفته می‌شود و اشکال مختلفی از تحلیل تکنیکال را ترکیب می‌کند تا به معامله‌گران امتیاز بالقوه برای ورود و خروج از معاملات و همچنین کنترل ریسک ارائه دهد. اولین قدم این است که یاد بگیرید چگونه کانال ها را شناسایی کنید. مراحل بعدی شامل تعیین محل و زمان ورود به یک معامله، محل قرار دادن دستورات توقف ضرر و محل کسب سود است.

 قسمت دوم : مفهوم الگو مستطیل یا تریدینگ رنج

قسمت دوم : مفهوم الگو مستطیل یا تریدینگ رنج

سرمایه گذاران فعال بسته به چشم انداز، اهداف، تحمل ریسک و سایر ویژگی های خود میتوانند از استراتژی های مختلفی استفاده کنند. معاملات محدوده یکی از این استراتژی ها است. این شامل خرید و فروش تاکتیکی سهام در یک دوره زمانی کوتاه است. قبل از اینکه بخواهید محدوده معاملات را انجام دهید، باید خطرات و محدودیت های آن را کاملاً درک کنید. مطمئن شوید که برنامه‌ای دارید که اهداف و محدودیت‌های استفاده از این استراتژی را در چارچوب مجموعه کلی شما مشخص می‌کند.

 قسمت سوم : مفهوم الگوی الگو کف دوقلو

قسمت سوم : مفهوم الگوی الگو کف دوقلو

در این مقاله قصد داریم یکی دیگر از الگوهای تحلیل تکنیکال ، الگو کف دوقلو را به شما عزیزان ارائه دهیم. اگر با حوزه های سرمایه گذاری آشنا باشید حتما نام این الگو را شنیده‌اید. یکی از معروف ترین الگو ها برای قیمت که به وفور در چارت های قیمتی یافت می‌شود کف دوقلو می‌باشد. این الگو یکی از انواع الگوهای برگشتی می‌باشد و شامل دو نوع: کف (Double Bottom) و سقف (Double Top) است. الگو کف دوقلو را در ادامه به صورت کامل توضیح خواهیم داد.

 قسمت چهارم : مفهوم الگوی سقف دوقلو

قسمت چهارم : مفهوم الگوی سقف دوقلو

در این آموزش قصد داریم یکی دیگر از آموزش های تحلیل تکنیکال از دوره الگوهای معاملاتی کلاسیک یعنی الگو سقف دوقلو را به شما عزیزان ارائه کنیم. در معاملات مالی رایج، سقف دوقلو نوعی الگوی نمودار است که هنگام انجام تحلیل تکنیکال میتوان آن را یافت. الگوی نمودار سقف دوقلو نشان دهنده این است که روند غالب ممکن است در کوتاه مدت یا بلند مدت معکوس شود. بازارهای معاملات مالی شامل معاملات ارزها، سهام، کالاها و سایر دارایی های مالی است.

 قسمت پنجم : الگو مثلث متقارن در تحلیل تکنیکال

قسمت پنجم : الگو مثلث متقارن در تحلیل تکنیکال

مثلث متقارن یک الگوی نموداری است که با دو خط روند همگرا مشخص می شود که مجموعه ای از قله ها و فرورفتگی های متوالی را به هم متصل می کند. این خطوط روند باید در شیب تقریباً مساوی همگرا باشند. خطوط روندی که در شیب های نابرابر همگرا می شوند به عنوان کوه بالارونده، کوه در حال سقوط، مثلث صعودی یا مثلث نزولی نامیده می شوند.

 قسمت ششم : الگوی مثلث صعودی و نزولی در تحلیل تکنیکال

قسمت ششم : الگوی مثلث صعودی و نزولی در تحلیل تکنیکال

الگوهای مثلثی یک الگوی نموداری هستند که معمولاً توسط معامله گران هنگامی که محدوده معاملاتی قیمت سهام به دنبال یک روند صعودی یا نزولی باریک می شود، شناسایی می شود. بر خلاف سایر الگوهای نمودار، که جهت گیری واضحی را برای حرکت قیمت آتی نشان می دهند، الگوهای مثلثی می توانند ادامه روند قبلی یا معکوس شدن را پیش بینی کنند.

 قسمت هفتم : الگو کنج صعودی و نزولی در تحلیل تکنیکال

قسمت هفتم : الگو کنج صعودی و نزولی در تحلیل تکنیکال

در این مطلب یکی دیگر از آموزش های تحلیل تکنیکال ، الگو کنج را به شما عزیزان ارائه میکنیم. به الگوهای کنج، گوه نیز میگویند. کنج یک الگوی قیمت است که با خطوط روند همگرا در نمودار قیمت مشخص می شود. دو خط روند برای اتصال بالا و پایین‌های مربوط به یک سری قیمت در طول 10 تا 50 دوره ترسیم شده‌اند. خطوط نشان می‌دهند که اوج‌ها و پایین‌ها با نرخ‌های متفاوتی در حال افزایش یا کاهش هستند، که با نزدیک شدن خطوط به هم‌گرایی، ظاهری گوه‌ای را به وجود می‌آورد. تحلیلگران فنی، خطوط روند گوه‌شکل را شاخص‌های مفیدی برای تغییر احتمالی قیمت‌ها در نظر می‌گیرند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.