احساسات بازار چیست؟


شاخص SOPR چیست و انواع استراتژی‌های آن؟

شاخص SOPR اختصاری از Spent Output Profit Ratio است که امکان پیش‌بینی میزان سود و ضرر تحقق‌یافته (Realized) را در بازه‌ی زمانی معینی فراهم می‌کند. (سود و ضرر تحقق یافته به میزان سود یا زیانی اشاره دارد که سرمایه‌گذار پس از فروش ارز خود کسب می‌کند)SOPR به ما نشان می‌دهد که در یک قیمت مشخص سرمایه‌گذارانی که اقدام به فروش سکه‌های خود کرده‌اند، آیا سود به‌دست آورده‌اند یا با ضرر از بازار خارج شده‌اند. این شاخص را اغلب می‌توان بازتابی از احساسات بازار دانست.

محاسبه SOPR بسیار ساده است؛ برای این کار کافی است ارزش تحقق‌یافته فروش ارز موردنظر را در ارزش ارز موردنظر در زمان خرید تقسیم کنید؛ به زبان ساده اگر شما ۱ بیت‌کوین در قیمت ۴۰ هزار دلار خریده باشید و در قیمت ۵۰ هزار دلار فروخته باشید، SOPR شما برابر با ۱.۲۵ خواهد بود که نشان‌دهنده این است که شما بیت‌کوین خود را با ۲۵ درصد سود فروخته‌اید، یا اگر همان ۱ بیت‌کوین را در ۶۰ هزار دلار خرید باشید و در قیمت ۴۵ هزار دلار فروخته باشید، SOPR شما برابر با ۰.۷۵ خواهد بود که به معنی این است که شما بیت‌کوین خود را با ۲۵ درصد ضرر فروخته اید. در SOPR ما بخش دیگری به این نام یعنی LTH SOPR شناخته می‌شود. این مورد برای سکه هایی است که برای مدتی طولانی یعنی 155 روز به بالا نگهداری شده‌اند کاربرد دارد. برای اطلاعات بیشتر بر روی لینک زیر کلیک کنید.

استراتژی:

در زمان‌هایی که بازار صعودی است، مقادیر SOPR پایین‌تر از ۱، با حمایت مواجه خواهند شد، اما چنانچه بازار نزولی باشد، مقادیر SOPR بالاتر از ۱ با مقاومت مواجه می‌شوند؛ به همین دلیل اندیکاتور SOPR نشانگر خوبی برای تشخیص بازار صعودی یا نزولی است.

همچنین بالا رفتن بیش از حد شاخص SOPR، نشان‌دهنده‌ی وجود طمع در بازار و پایان یک بازار صعودی است و پایین آمدن بیش از حد آن نیز نمایش‌دهنده‌ی وجود ترس در بازار می باشد.

SOPR ویدیویی کوتاه درباره

ما در این ویدیو سعی داریم شما را با مفاهیم اولیه sopr آشنا کنیم، با ما همراه باشید

در این مورد ما انواعاستراتژی های مربوط به شاخص SOPR را در زیر توضیح داده‌ایم که به شما در راه درک بهتر چارت‌ها و اندیکاتور ها کمک می‌کند پس با ما همراه باشید.

نشان‌دهنده این است که سکه‌های منتقل شده در آن روز به طور متوسط با زیان فروخته شده‌اند. (قیمت فروخته شده کمتر از قیمت خریداری شده)

نشان‌دهنده این است که سرمایه‌گذاران با همان قیمتی که خرید کرده‌اند، ارز خود را فروخته‌اند و سود تحقق یافته‌ای نداشته‌اند

نشان‌دهنده این است که سکه‌‌های منتقل شده در آن روز به طور متوسط با سود فروخته شده است. (قیمت فروش بیشتر از قیمت خرید)

با افزایش قیمت ها در بازارهای صعودی، هم عمده‌ی سکه‌های فروخته شده در سود خواهند بود؛ هم سکه‌هایی که فروخته نمی‌شوند، میزان سود تحقق نیافته‌شان افزایش می‌یابد. این اتفاق، انگیزه سرمایه گذاران برای فروش و تحقق سود سکه‌هایی که دارند، را افزایش می‌دهد. در این نوع روند احساسات بازار چیست؟ غالبا سه اتفاق رخ می‌دهد:

1.(A) پس از اصلاح قیمت در جایی که تمایل به خرید در بازار کم است، هولدرها وارد عمل می‌شوند تا افت را خریداری کنند و تقاضا از عرضه فراتر می‌رود. SOPR پایین (نزدیک یا کمتر از ۱) نشان می‌دهد سکه‌های سودآور غیرفعال هستند و بیشتر هزینه‌ها توسط فروشندگان وحشت‌زده بوده است.

2.(B) با افزایش قیمت، انگیزه سکه‌های سودآور برای دستیابی به سود افزایش می‌یابد که این اتفاق منجر به عرضه سکه‌ها می‌شود. هنگامی‌که قیمت درحال افزایش مستمر باشد، SOPR نیز افزایش می‌یابد، زیرا سرمایه‌گذاران با رسیدن به حاشیه سود بالاتر عرضه‌های خود را بیشتر می‌کنند.

3.(C) در نهایت، عرضه جدید شکل گرفته تقاضا را تحت تاثیر قرار می‌دهد. SOPR بالا معمولا نشان‌دهنده‌ی حجم زیادی از سود محقق شده است.

به طور کلی، سرمایه‌گذاران جدیدتر و بی‌تجربه‌تر بازار، به احتمال زیاد در قیمت‌های بالا اقدام به خرید کرده‌اند و متعاقباً در طی اصلاحات، سکه‌های خود را با ضرر می‌فروشند. برعکس، دارندگان بلندمدت و سرمایه گذاران باتجربه به احتمال زیاد صاحب سکه هایی هستند که در سطوح ارزان تر خریداری شده‌اند و مایل به استفاده از سرمایه خود برای خرید افت‌های قیمتی هستند.

1.(C)رسیدن به نقاط اوج و بسیار بالای SOPR که طمع سرمایه‌گذاران را نشان می‌دهد.

2.(D) با پایین آمدن شاخص، سرمایه‌گذاران بلندمدت کمتر دچار وحشت می‌شوند در حالی که سرمایه‌گذاران جدیدتر به احتمال زیاد متوجه ضرر خالص در طول اصلاح می‌شوند. این امر SOPR را به سمت یک روند نزولی و به سمت مقادیر پایین تر سوق می دهد.

3.(A)در نهایت، تسلیم شدن سرمایه‌گذاران جدید، منجر به پایین آمدن SOPR (نزدیک یا کمتر از 1) می‌شود، در حالی که سکه‌های سودآور بدون تغییر می‌مانند، که این اتفاق نشان‌دهنده اعتقاد هولدرها به بازار است.

در بازارهای نزولی،SOPR معمولاً به همان منطق بازارهای صعودی پایبند است، اما برعکس. در طول بازارهای نزولی، تقاضای عمومی برای دارایی در طول زمان کاهش می‌یابد. بازارهای خرسی در نهایت یک کف قیمت نهایی ایجاد می‌کنند، جایی که هولدرها در آخرین مرحله، سکه‌ها را از دارندگانی که در مقابل ضررهای شدید تسلیم شده‌اند، جمع‌آوری می‌کنند. در این نوع روند غالبا سه اتفاق رخ می‌دهد:

1.(A) سرمایه گذاران بلندمدت و کوتاه مدت سکه های گران قیمتی را که منجر به ارزش SOPR بالا شده بود، با سودهای بالا فروخته اند و در نهایت عرضه ایجاد شده، تقاضا را تحت تاثیر قرار داده است.

2.(B) با پایین‌تر آمدن قیمت، غالب سرمایه گذاران تسلیم می شوند و سکه های خود را با ضرر می فروشند. این منجر به مقادیر بسیار پایین SOPR، معمولاً کمتر از ۱ می‌شود. این تسلیم‌ها در عین حال فرصت‌هایی را نیز برای معامله‌گران مخالف روند ایجاد می‌کند تا برای افزایش قیمت‌های بازار نزولی تلاش کنند.

3.(C) هنگامی که قیمت در بازار نزولی افزایش می یابد، معامله گران مخالف روند نزولی یا دارندگان بلندمدتِ ‌‌چرخه صعودی قبلی، به سودآوری باز می گردند و روند SOPR به بالاتر از ۱ می‌رسد. از آنجایی که عرضه سکه‌های خرج‌شده، دوباره بر تقاضای بازار نزولی غلبه می‌کند، قیمت بازار ممکن است تغییر کند و فاز B تکرار شود.

4.(D) با تسلیم شدن نهایی سرمایه گذاران در بازار نزولی، حداکثر سکه‌ها، در ضرر خالص هستند و SOPR ممکن است برای مدت زمان نسبتا طولانی زیر ۱ باقی بماند. این نشان‌دهنده زمانی است که سکه‌های سودآور باقیمانده از چرخه قبلی صعودی، غیرفعال هستند. بعد از زمان نه چندان کوتاهی و رسیدن SOPR به کف های بسیار پایین خود، آهسته آهسته هولدرها شروع به فعالیت و جمع‌آوری می‌کنند و به صورت تدریجی دوباره روند صعودی و سودآوری، آغاز می‌شود.

معرفی aSOPR:

شاخص SOPR تعدیل یافته (Adjusted SOPR) که به صورت aSOPR نمایش داده می‌شود، دارای ساختار و تفسیری مشابه با SOPR است؛ اما UTXOهای کمتر از یک ساعت را در محاسبات خود وارد نمی‌کند. (برای مطالعه بیشتر راجب UTXOها، به صفحه مقالات مراجعه نمایید) به‌همین خاطر این شاخص از دقت بیشتری نسبت به حالت استاندارد خود برخوردار است.

با توجه به محاسبات انجام شده، ۲۰ تا ۴۰ درصد از معاملات روزانه شبکه متعلق به سکه‌هایی با طول عمر زیر یک ساعت است. با توجه به طول عمر کوتاه آنها، این سکه ها معمولاً سود و زیان قابل توجهی ندارند، اما سود و زیان کل را کاهش می دهند. در تصویر زیر مقایسه میان SOPR (آبی) وaSOPR (نارنجی) نشان داده شده است. دقت و اختلاف اندیکاتور aSOPR را می‌توان از تصویر زیر متوجه شد.

شاخص ترس و طمع چیست؟

در دنیای سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی، ترس و طمع جزء قوی‌ترین احساسات بوده که بر رفتار سرمایه‌گذار تاثیر زیادی می‌گذارد و به‌تبع آن، بازار هم دست‌خوش تغییرات می‌شود. شاخص ترس و طمع (The Fear & Greed Index) که توسط “CNNMoney” به‌وجود آمده، یک سنجش دارای چند عامل از تمایلات در بازار سهام است که تشخیص می‌دهد در بازه‌های زمانی مشخص کدام‌یک از این احساسات کنترل بازار را به‌دست دارند.

شاخص ترس و طمع در بازه‌های روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه اندازه‌گیری می‌شود. از لحاظ تئوری، این شاخص می‌تواند نشان‌دهنده قیمت صحیح و مناسب در بازار سهام باشد؛ منطق این شاخص به این صورت است که ترس شدید موجب کاهش قیمت سهام و طمع شدید اثر عکس خواهد داشت.

از زمانی که بازار سهام به‌وجود آمد، کاملاً واضح بود که حرکات قیمتی همیشه منطقی نیستند و اتفاقاً، احساسات نقشی کلیدی در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاران ایفا می‌کنند. بین تمام احساساتی که بر قیمت دارایی‌ها در بازار تاثیر‌گذار هستند، ترس و طمع حضور پُررنگ‌تری دارند.

هنگامی که طمع حس غالب بازار باشد، سرمایه‌گذاران به‌فکر به‌دست آوردن حداکثر سود خود می‌افتند. این درست زمانی است که روحیه سرمایه‌گذار بالا بوده و اخبار اغلب پر از خبرهای خوب است؛ و زمانی که ترس بر بازار حاکم باشد سرمایه‌گذاران درگیر جلوگیری از ضرر هستند، اعتماد به‌نفس و روحیه کافی را نداشته و تیترهای خبری نیز حاوی اخبار منفی و پیش‌بینی یک رکود دیگر در بازار هستند.

نتیجه این رفتار در بازار، نوسانات قیمت بین کانال‌های روند و محدوده‌های معاملاتی بزرگ‌تر است. بیشتر اوقات، احساسات سرمایه‌گذار در میان ترس شدید و طمع شدید قرار دارد و زمانی که احساسات خنثی هستند، بازار درکی منطقی از قیمت‌ها را نمایش می‌دهد. اما زمانی که ترس یا طمع بر بازار غلبه کرد، معاملات در سطوح قیمتی غیر عادی انجام می‌شوند.

نوسانات بازار ارزهای دیجیتال هم برای همه شناخته‌شده است. با این که این مسئله یکی از اصلی‌ترین دلایل حضور سرمایه‌گذاران در این بازار است و ریسک‌های بزرگ پاداش‌های بزرگی را هم برای آن‌ها دارد، باز هم تشخیص مسیر کلی بازار به‌هیچ عنوان احساسات بازار چیست؟ کار آسانی نخواهد بود.

یکی از محبوب‌ترین روش‌ها برای سنجش وضعیت بازار ارزهای دیجیتال شاخص ترس و طمع (Fear & Greed Index) است. حالا بهتر است که به بررسی معنی شاخص ترس و طمع در بازار رمزارزها بپردازیم.

شاخص ترس و طمع ارزهای دیجیتال

شاخص ترس و طمع ارزهای دیجیتال

معامله‌گران از شاخص‌های گوناگونی برای تحلیل نمودارهای رمزارزها و تشخیص عملکرد آینده آن‌ها استفاده می‌کنند. این شاخص‌ها در تحلیل‌های تکنیکال بر اساس نوسانات، حرکات قیمتی، حجم معاملات و بیشتر از همه روندها هستند.

یکی از محبوب‌ترین ابزارها میان معامله‌گران، شاخص ترس و طمع ارز دیجیتال (The Crypto Fear & Greed Index) است. اما نکته جالب در مورد آن، حضور به‌عنوان یک اندیکاتورِ تشخیص روند و یک شاخص به‌صورت هم‌زمان است؛ به این معنی که این شاخص برای تشخیص قیمت، از داده‌های بسیار زیاد و متنوعی استفاده می‌کند. آدرس وب سایت شاخص ترس و طمع ارز دیجیتال که به‌صورت روزانه این شاخص را به‌روزرسانی می‌کند، Alternative.me است.

شاخص ترس و طمع ارز دیجیتال ، پیش‌بینی تمایلات و احساسات در بازار است که از طریق عددی بین صفر تا صد نمایش داده می‌شود. نیمه پایین‌ این بازه (صفر تا 49) نشان‌گر ترس، و نیمه بالایی آن (50 تا 100) طمع را در بازار نشان می‌دهد.

با استفاده از عوامل روان‌شناختی در بازار، مشخص شده که طمع زمانی در بازار است که دارایی‌ها بیش از حد خریداری شده‌اند (اشباع خرید) و تعداد خریداران هم زیاد است؛ و در هنگام حضور ترس، این مسئله برعکس بوده و دارایی‌ها بیش از حد فروخته شده‌اند (اشباع فروش).

در موقعیت اول، سناریویی که وجود دارد احتمال متوقف شدن خرید دارایی و کاهش قیمت آن است؛ در حالی که عکس این شرایط در هنگام ترس به‌وجود می‌آید. از این رو می‌توان به این نتیجه رسید که با استفاده از برنامه شاخص ترس و طمع ارز دیجیتال در استراتژی‌های معاملاتی، می‌توان زمان ورود به بازار و خروج از آن را تشخیص داد.

زمانی که میزان این شاخص به یکی از حد‌های نهایی خود برسد (صفر یا 100)، معامله‌گران رمزارزها می‌توانند انتظار برعکس‌شدن مسیر بازار را داشته باشند. بطور ساده‌ و دقیق‌تر، این اعداد ترس یا طمع شدید را در بازار نشان داده که منجر به برعکس‌شدن شرایط می‌شود. اگر عدد این شاخص به 50 برسد، شرایط بازار خنثی درنظر گرفته می‌شود.


شاخص ترس و طمع بیت کوین چیست؟

شاخص ترس و طمع بیت کوین

به‌دلیل این‌که آلت‌کوین‌ها به حرکات قیمتی بیت‌ کوین وابسته هستند، امتیازدهی در شاخص ترس و طمع به‌طور اختصاصی از طریق داده‌های مربوط به بازار بیت‌کوین انجام می‌شود و این اطلاعات شامل: نوسانات، حجم بازار، شبکه‌های اجتماعی، سلطه بیت‌کوین بر بازار و داده‌های گوگل ترِندز (Google Trends) می‌شوند. مجموع این داده‌های احساسات بازار چیست؟ اختصاصی، شاخص ترس و طمع بیتکوین را تشکیل می‌دهد.

نوسانات 25 درصد این شاخص را در بر گرفته که تغییرات قیمتی بیت‌کوین را نشان می‌دهند. شاخص ترس و طمع بیت کوین برای تعیین میزان نوسانات، از داده‌های بازار در 30 و 90 روز گذشته استفاده می‌کند. نوسانات شدید در بازار می‌تواند نشانه‌ای از ترس زیاد باشد.

حجم بازار نیز 25 درصد دیگر از این شاخص را تشکیل داده که نشان‌دهنده میانگین حجم معاملات و مومِنتوم بازار (سرعت حرکت قیمت) در 30 و 90 روز گذشته است. در دوره‌های زمانی که بازار حجم معاملات بالایی دارد، افزایش طمع نتیجه کار است.

شبکه‌های اجتماعی 15 درصد از این شاخص را شامل می‌شوند. منابع این اطلاعات هشتگ‌های کریپتویی و نرخ تعامل در توییتر هستند. اگر فضای توییتر نسبت به روزهای عادی خلوت‌تر و نرخ تعامل آن پایین باشد،‌ بازار به‌سمت وضعیت ترس سوق پیدا می‌کند.

دامیننس یا سلطه بیت کوین بر بازار 10 درصد از این شاخص بوده و همان‌طور که از نامش پیدا است، برتری یا سلطه بیت کوین نسبت به بقیه رمزارزها در بازار را نشان می‌دهد. افزایش نرخ سلطه نشان‌دهنده انتقال سرمایه کلی و سودهای به‌دست آمده از آلت‌کوین‌ها به بیت کوین است.

داده‌های گوگل یا گوگل ترِندز هم 10 درصد از این شاخص را به خود اختصاص می‌دهد. در این‌جا، شاخص از گزارش جست‌و‌جوهای مربوط به بیت کوین و کلیدواژه‌های کریپتویی در “Google Trends” به‌عنوان منبع استفاده کرده تا تمایلات بازار را تخمین بزند. این اطلاعات از گوگل مانند نرخ تعاملات در رسانه‌های اجتماعی بر ترس و طمع تاثیرگذار هستند.

اگر دقت کنید، می‌بینید که مجموع این عوامل 85 درصد می‌شود. در ابتدا، شاخص ترس و طمع ارزهای دیجیتال از یک سری نظرسنجی‌ها برای 15 درصد باقیمانده این شاخص استفاده می‌کرد، اما در حال حاضر مدتی است که این بخش از کار متوقف شده است و هنوز مشخص نشده که دقیقاً مابقی این شاخص از چه عواملی تاثیر می‌پذیرد. لازم به ذکر است که شاخص ترس و طمع اتریوم نیز به‌عنوان دومین رمزارز برتر بازار وجود دارد که در وب سایت Ethereumfear.com قابل مشاهده است.

مزایا و معایب شاخص ترس و طمع

شاخص ترس و طمع طرفداران و منتقدان خود را دارد. در جامعه سرمایه‌گذاران برخی دیدگاه منفی داشته و معتقد‌اند که این شاخص باعث‌ می‌شود در بازار، بازه‌های زمانی از پیش تعیین‌شده‌ای به‌وجود بیایند. دیگران هم آن را ابزاری مفید دانسته که برای ارزیابی تمایلات در بازار با اخبار فاندامنتال و دیگر ابزارهای تحلیل، این شاخص را ترکیب می‌کنند.

مزایا:

  • زمانی که این شاخص با دیگر روش‌های تحلیل ترکیب شود،‌ می‌توان اوج ترس یا طمع در بازار را تشخیص داد که معامله‌گران با استفاده از آن می‌توانند بهترین زمان ورود یا خروج از بازار یا یک معامله را انتخاب کنند.
  • از شاخص‌های تمایلات در بازار مانند ترس و طمع می‌توان برای تایید صحت دیگر تحلیل‌های فاندامنتال یا تکنیکال استفاده کرد.
  • شاخص ترس و طمع می‌تواند معامله‌گران را از احساسات و تمایلات خود آگاه کند که در تصمیم‌گیری‌های آن‌ها تاثیرگذار واقع می‌شود. مثلا، ترس شدید می‌تواند به معامله‌گر کمک کند تا از ذهنیت عمومی دور شده و طبق منطق، برخلاف آن عمل کند.
  • شاخص ترس و طمع از چندین عامل مختلف استفاده می‌کند و تاثیر بیش از حد یک فاکتور را از بین می‌برد.

معایب:

  • قطعاً قراردادن شاخص ترس و طمع به‌عنوان تنها معیار برای معامله کار درستی نخواهد بود. بررسی این شاخص باید در کنار دیگر عوامل و شاخص‌ها انجام شود.
  • به‌طور کلی، نشانه‌های اصلاح‌ عمیق در بازار یا ورود به یک بازار خرسی در شاخص‌های مربوط به تمایلات بازار دیده نمی‌شوند و معمولاً آن‌ها در روند‌ها و فعالیت‌های اقتصادی خود را نشان می‌دهند.
  • تمایلات بازار قابلیت پیش‌بینی رویدادهای قوی سیاه (Black Swan)، مانند پاندمی،‌ حملات تروریستی و دیگر رویدادهای اقتصاد کلان که باعث تغییر در روند بازارها می‌شوند را ندارند. تنها راه مقابله با چنین رویدادهایی، یک استراتژی سرمایه‌گذاری پخش‌شده، جامع و به‌طور صحیح خواهد بود.

احساسات تاثیرگذار دیگر بر تمایلات و ذهنیت سرمایه‌گذار

ترس و طمع احساسات غالب بر بازار و سرمایه‌گذاران هستند، اما احساسات و شرایط ذهنی زیر هم می‌توانند معامله‌گران شخصی و گاهی اوقات بازار را تحت تاثیر خود قرار دهند:

بی‌حوصلگی موجب مدیریت و حساسیت بیش از حد در انجام معاملات شده و باعث می‌شود فرد طبق استراتژی معملاتی خود عمل نکند و وارد چندین موقعیت معاملاتی شود. این اتفاق عموماً زمانی می‌افتد که حجم معاملات بازار و نوسانات به‌شدت پایین هستند.

هیجان، سرخوشی و ذوق‌زدگی معمولا زمانی به معامله‌گر دست می‌دهد که معاملاتش در وضعیت خوبی قرار گرفته و یا به سود هنگفتی رسیده است. این شرایط روحی و روانی می‌توانند باعث انجام معملات با ریسک بالا شوند.

خستگی و کلافه‌گی زمانی پیش می‌آید که معامله‌گر با بازار هم‌گام نبوده و هرکاری که می‌کند به نتیجه نمی‌رسد و باعث می‌شود که معامله‌گر از استراتژی خود خارج شود.

امیدواری بین سرمایه‌گذارانی که از پذیرش واقعیت سر باز می‎زنند بسیار رایج است و خیلی راحت ضررهای موجود را نادیده گرفته و امید به بهبود شرایط دارند.

آشفتگی هم زمانی به معامله‌گر دست داده که معاملات بزرگی در جریان دارد و یا حس می‌کند که کنترل شرایط را از دست داده است.

سخن پایانی

ترس و طمع احساساتی هستند که قابلیت تغییر در روند بازارهای مالی را دارند. شاخص ترس و طمع با استفاده از این داده‌ها معامله‌گران را از ترس یا طمع شدید در بازار مطلع ساخته و به‌عنوان یک شاخص برای منع از انجام کاری، جهت راهنمایی در تصمیمات مربوط به خرید و فروش به معامله‌گر کمک می‌کند.

با این که این شاخص تمایلات بازار را به‌خوبی نشان می‌دهد، بهتر است آن را همراه با دیگر عوامل دخیل در تحلیل‌های تکنیکال و فاندامنتال استفاده کرد.

به دلیل نوسانات موجود در بازار رمزارزها،‌ شاخص ترس و طمع عموماً برای ارزیابی و پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت استفاده شده و به‌کارگیری آن برای پیش‌بینی‌های بلندمدت توصیه نمی‌شود؛ خصوصاً این که این شاخص به‌سرعت می‌تواند تغییر کند و به‌راحتی عوامل جدید بر آن تاثیر می‌گذارند.

هیچ شاخصی نمی‌تواند آینده خود را تشخیص دهد. ناگفته نماند که هر معامله‌گر عملیات تحلیل را باید خودش انجام دهد و به‌تنهایی به تصمیمات منطقی خود برسد، چرا که دو معامله‌گر می‌توانند با خواندن اطلاعاتی یکسان به دو نتیجه متفاوت دست یابند.

منابع: Shrimpy, Investopedia, SeekingAlpha, Moralis, CorporateFinanceInstitute, LehnerInvestments, CoinMarketCap

فاد یا FUD (ترس،عدم قطعیت و تردید)

فاد یا FUD اصطلاحی است که در میان فعالان بازار ارزهای دیجیتال و انجمن های آنلاین در این زمینه بسیار رایج است. معنی FUD چیست؟ چه هدفی را دنبال می کند؟ چه تاثیری بر بازار دارد؟ پاسخ این سوالات را در راهنمای کامل FUD و هر آنچه لازم است درباره آن بدانید، در ادامه این مقاله بخوانید.

fud یعنی چه

فاد یا FUD یعنی چه؟

FUD مخفف عبارت انگلیسی “Fear, Uncertainty, and Doubt” به معنای ترس، عدم اطمینان و تردید است. این اصطلاح زمانی به کار می رود که فردی یا افرادی با ارائه داده های غیر قابل اعتماد که نشان دهنده افت قیمت آتی در یک یا چند ارز رمزپایه است، در تلاش است تا وضعیت روحی منفی را برای سایر سرمایه گذاران در بازار ایجاد کنند.

این عبارت در دنیای ارزهای دیجیتال یک ترفند روانشناسی برای گسترش شک و ترس در بین سرمایه گذاران را توصیف می کند که باعث می شود قیمت یک توکن یا کوین مشخص کاهش یابد.

بسیاری از سرمایه گذاران و تریدر های تازه کار جدید معمولاً در مواجه با این اصطلاح دچار ابهام می شوند. برای درک اینکه FUD چیست و زمینه استفاده از آن چیست، لازم به یادآوری است که یکی از مهمترین عوامل محرک قیمت بازار ارزهای دیجیتال، احساسات جمعی حاکم بر بازار است.

اخبار دروغ و همچنین نظرات نامطلوب درباره پروژه ، استارتاپ یا تجارت معمولاً وقتی کوین یا توکن آن در حال افزایش قیمت است، اتفاق می افتد. این داده ها سبب می شود که سرمایه گذاران و مشتریان اعتماد به آن دارایی را از دست داده و آن را بفروشند. اساساً ، FUD احساس ترس در سرمایه گذاران را هدف قرار می دهد.

به عنوان مثال زمانی که وارن بافت یکی از ثروتمندترین افراد جهان قیمت بیت کوین را یک حباب واقعی خواند، بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که این اظهار نظر FUD بوده و مبنای دقیق و منطقی ندارد. در واقع ویژگی اصلی FUD همین غیر دقیق بودن و غیر علمی بودن آن است.

FUD در ارزهای دیجیتال

چه کسی از FUD استفاده می کند و چرا؟

مشاهده شده است که FUD اغلب توسط کانالهای بزرگ رسانه ای و شخصیتهای با نفوذ به مردم منتقل می شود. هدف آنها کاهش تقاضا و قدرت خرید به منظور تثبیت یا کاهش قیمت یک کوین است.

اساساً ، می توان FUD را با اخبار جعلی یا اخباری که به سختی به ارزش کوین مرتبط هستند نسبت داد. این افراد و موسسات خاص هستند و از آنها برای استفاده از نوسانات قیمت به طور استراتژیک استفاده می کنند.

FUDster چه کسی است؟ اصطلاح FUDster برای شخصی که در حال گسترش FUD است به کار می رود.

FUD ، نه براساس اصول و نمودارها ، بلکه براساس اخبار ناخوشایندی که معمولا در شبکه های اجتماعی منتشر می شود ، می تواند باعث کاهش قیمت کوین شود. معمولا تریدر هایی که پوزیشن شورت در بازار دارند از FUD بهره می برند. چرا که با افزایش ترس و شک فشار فروش افزایش پیدا می کند و در نهایت با افزایش عرضه قیمت کوین کاهش می یابد.

ترس شک و عدم اطمینان

چگونه از آسیب های FUD در امان بمانیم؟

به دلیل ذات بی ثبات و ماهیت پر نوسان بازار ارزهای دیجیتال، احساسات ترس، عدم اطمینان، و شک احساساتی هستند که به طور مداوم و در بازه های زمانی مختلف بر بازار ارزهای دیجیتال حاکم می شوند. یک تریدر و یا سرمایه گذار موفق در این بازار باید از این احساس تا جایی که ممکن است دوری کند و تلاش کند که بر اساس احساسات تصمیم گیری نکند.

دو توصیه عمومی در بازار معاملات ارزهای دیجیتال در مواجهه با فاد (FUD) عبارتند از:

  • بر روی مبانی فاندامنتال و نمودارها تمرکز کنید. اگر نمودار یک کوین خوب احساسات بازار چیست؟ به نظر می رسد و اصول فاندامنتال مثبتی برای آن وجود دارد ، به استراتژی خود پایبند باشید و احساسات را از تصمیم گیری های خود خارج کنید. به عبارت دیگر اطلاعات خود را در مورد ارزهای دیجیتال بالا ببرید. بدون دلیل و اطلاعات کافی منتظر بیت کوین 300 هزار دلاری نباشید و یا از 1000 دلاری شدن آن نترسید. برای هر کدام از اظهار نظر هایی که به گوشتان می رسد به دنبال دلایل منطقی باشید. قبل از هر تصمیم از روی احساسات از خود سوال کنید که چه استدلال فاندامنتال یا تکنیکالی پشت پیش بینی که به آن استناد کرده اید وجود دارد. اگر بدون دلیل و تحلیل منطقی و تنها به خاطر احساس ترسی که از ریزش شدید قیمت در ما بوجود آمده و یا تردیدی که در بازار حاکم شده است، دست به فروش دارایی های خود بزنید، دچار FUD شده اید.
  • سریع متوجه FUD شوید و مطابق آن واکنش نشان دهید. اگر فکر می کنید قیمت یک کوین قرار است تحت تاثیر FUD به صورت غیر منطقی کاهش یابد، از ابزار های مدیریت ریسک استفاده کنید و آماده کاهش قیمت باشید. برخی از تریدر ها و سرمایه گذاران حرفه ای تر حتی اقدام به خرید کوین در زمان کاهش قیمت ناشی از ترس و تردید حاکم بر بازار می کنند.

البته توجه داشته باشید که این توصیه ها بسیار کلی است و در هر شرایطی کاربرد ندارد. کارایی آنها به عنوان مثال به استراتژی معاملاتی شما و یا لانگ و شورت بودن پوزیشن شما در بازار بستگی دارد.

به خاطر داشته باشید که هرگز بر اساس ترس خود معامله نکنید. با این حال ، اگر پیش بینی می کنید دیگران نسبت به ترس واکنش نشان می دهند، استراتژی معاملاتی خود را بر این اساس تنظیم کنید. به طور خلاصه، به تصمیم گیری احساسی و از روی ترس نه بگویید، اما تأثیرات فاد (FUD) و ترس سایر تریدر ها و سرمایه گذاران بر بازار را در نظر بگیرید.

شاخص ترس و طمع چیست؟

شاخص ترس و طمع چیست؟

بازارهای مالی بر مدار عوامل مختلفی می گردند که به روندهای آن شکل داده و قیمت دارایی ها را تعیین می کنند. بخشی از این عوامل کمی و دارای واحدهای عددی هستند؛ مانند شاخص های اقتصادی، حرکات و نوسانات قیمت، حجم معاملات و شمار خریداران و فروشندگان. اما برخی عوامل نیز روی بازارها تأثیر می گذارند که دارای ماهیت کیفی هستند؛ از جمله عواملی مانند احساسات بازار.

در این میان، دو وضعیت احساسی متضاد نیز وجود دارد که بر عملکرد قیمت دارایی ها در بازارهای مالی تاثیر می گذارد: ترس (fear) و طمع (greed). در این مقاله به بررسی شاخص ترس و طمع می پردازیم.

ترس و طمع برای اولین بار توسط اقتصاددان بزرگ «جان مینارد کینز» (John Maynard Keynes) به صورت یک نظریه درآمد. ترس و طمع بخشی از «روحیات حیوانی» است که کینز مطرح کرد و از نظر او بر اقتصاد و بازارها تاثیرگذار است.

این دو احساس متضاد به شکل های مختلفی توسط سرمایه گذاران برای یافتن راهی جهت پیش بینی بازار به کار رفته است. وارن بافت (Warren Buffett)، سرمایه گذار مشهور آمریکایی، قانونی را برای سرمایه گذاری های خود براساس ترس و طمع توسعه داده و می گوید اقدام سرمایه گذاران باید خلاف جهت احساسات کلی بازار در ارتباط با این دو احساس باشد.

به گفته بافت، زمان بندی خرید و فروش سهام (و در موضوع ما رمزارزها ) باید به گونه ای باشد که وقتی طمع بر بازار تسلط دارد، با ترس صورت گیرد و وقتی ترس بر بازار حاکم است، با طمع انجام شود.

در بازارهای مالی برای تحلیل عوامل کیفی و استفاده از آن ها برای پیش بینی روند بازار و قیمت دارایی ها، باید آن ها را با روش های خاصی به مقادیر کمی تبدیل کرد تا قابل اندازه گیری و محاسبه شوند. شاخص ترس و طمع همین کار را برای اندازه گیری احساسات مرتبط با ترس و طمع در بازار انجام می دهد.

شاخص ترس و طمع (Fear and Greed Index)

شاخص ترس و طمع توسط بخش Money در شبکه خبری سی ان ان (CNN) برای اندازه گیری دو احساس اصلی که در میزان تمایل سرمایه گذاران برای خرید سهام تأثیرگذار هستند، توسعه داده شد. شاخص ترس و طمع به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه اندازه گیری می شود.

به لحاظ نظری می توان از این شاخص برای ارزیابی قیمت سهام یا رمزارزها استفاده کرد. منطق این ارزیابی این است که ترس بیش از حد قیمت سهام را پایین می آورد و طمع بیش از حد نتیجه عکس دارد.

فلسفه به کارگیری این شاخص در بازار از روانشناسی رفتار معامله گران در بازارهای مالی ناشی می شود. بیشتر افراد در بازارهای مالی با تقلید از رفتار دیگران عمل می کنند. یعنی وقتی قیمت ها تا حدی افت می کند، بسیاری از معامله گران از ترس افت بیشتر قیمت ها، اقدام به فروش سهام یا رمزارزهای خود می کنند. این رفتار باعث می شود که افت قیمت آهنگ سریع تری به خود بگیرد و به یک سقوط منجر شود.

از سوی دیگر، وقتی قیمت یک رمزارز بالا می رود و احساسات مثبتی در بازار نسبت به آن ایجاد می شود، معامله گران بیشتری برای خرید آن رمزارز هجوم می آورند. این امر باعث رشد بیش از حد قیمت آن می گردد.

شاخص ترس و طمع چگونه کار می کند

شاخص ترس و طمع ابزاری است که برخی سرمایه گذاران برای ارزیابی بازار استفاده می کنند. این شاخص بر این منطق استوار است که ترس بیش از حد می تواند باعث شود که سهام یا رمزارزها در قیمتی پایین تر از ارزش واقعی آن ها معامله شوند؛ در حالی که طمع افسارگسیخته می تواند منجر به معامله سهام یا رمزارزها در قیمتی بالاتر از ارزش واقعی آن ها شود.

اما برخی این شاخص را به عنوان یک ابزار مناسب برای سرمایه گذاری قبول ندارند. آن ها استدلال می کنند که شاخص ترس و طمع منجر به یک راهبرد زمانبندی بازار (market timing) می شود نه یک استراتژی خرید و نگهداری (buy and hold).

شاخص ترس و طمع سی ان ان هفت عامل مختلف را بررسی می کند تا میزان ترس و طمع موجود در بازار را تعیین کند. این عامل ها عبارتند از:

مومنتوم قیمت (momentum price) – معیاری از شاخص اس اند پی 500 (S&P 500) در مقابل میانگین متحرک 125 روزه آن است.

قدرت قیمت سهام (price strength) – تعداد سهام هایی که در سقف قیمتی 52 هفته هستند در برابر سهام هایی که در کف قیمت 52 هفته قرار دارند (در بازار سهام نیویورک).

عرض قیمت سهام (price breadth)- تحلیل حجم معاملات سهام های صعودی در مقابل سهام های نزولی.

قراردادهای اختیار خرید و فروش (put and call options)– مقدار فاصله ای که قراردادهای اختیار فروش از قراردادهای اختیار خرید عقب هستند به عنوان نشانگر طمع و فاصله پیش بودن آن ها به عنوان نشانگر ترس استفاده می شود.

تقاضا برای اوراق قرضه ریسک بالا (Junk Bonds) – ارزیابی میزان اشتیاق برای استراتژی های با ریسک بالاتر با اندازه گیری اختلاف بین بازده اوراق قرضه سرمایه گذاری و اوراق قرضه ریسک بالا.

نوسانات بازار (volatility) – سی ان ان برای این عامل شاخص هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو (VIX) را با تمرکز بر میانگین متحرک 50 روزه اندازه گیری می کند.

تقاضا برای سهام بهشت امن (safe haven demand) – اختلاف بازده سهام و اوراق احساسات بازار چیست؟ قرضه خزانه داری.

هر یک از این هفت شاخص در مقیاسی از صفر تا 100 اندازه گیری می شود، سپس شاخص ترس و طمع با در نظر گرفتن میانگین هم وزن هر یک از شاخص ها محاسبه می شود. عدد 50 در این شاخص خنثی تلقی می شود، در حالی که عدد بالاتر از 50 نمایانگر طمع بیش از حد معمول و زیر 50 نمایانگر ترس است.

شاخص ترس و طمع

شاخص ترس و طمع در بازار رمزارز

در بازار رمزارزها نیز مانند همه بازارهای مالی ترس و طمع در تعیین جهت قیمت ها نقش دارد. مشهورترین شاخص ترس و طمع برای بازار رمزارزها توسط وب سایت Alternative.me منتشر می شود. اما این شاخص صرفا مختص بیت کوین (BTC) است. به نوشته این وب سایت ، رفتار بازار ارزهای دیجیتال نیز به اندازه بازارهای دیگر دچار احساسات است. وقتی بازار صعودی می شود، مردم دچار ترس از دست دادن می شوند (FOMO).

همچنین، مردم با دیدن اعداد قرمز در یک واکنش غیرمنطقی به سرعت برای فروش سکه های خود هجوم می آورند. این شاخص نیز مثل شاخص سی ان ان، اگر «ترس شدید» را نشان دهد، می تواند نشانه نگرانی بیش از حد سرمایه گذاران باشد، اما در عین حال یک فرصت خرید است. اگر این شاخص نشان دهد که سرمایه گذاران «طمع بیش از حد» دارند، معنایش این است که بازار در آستانه اصلاح است.

وب سایت آلترنیتیو داده های این شاخص را از پنج منبع جمع آوری می کند. براساس اطلاعات این وب سایت، عوامل تشکیل دهنده این شاخص عبارتند از نوسان، مومنتوم و حجم معاملات بازار، شبکه های اجتماعی، نظرسنجی، سلطه بر بازار و ترندهای جستجو.

نوسان (25 درصد) – برای این فاکتور، نوسانات فعلی و افت های حداکثری بیت کوین اندازه گیری شده و با میانگین های مقادیر مشابه برای 30 روز و 90 روز گذشته مقایسه می شود. افزایش غیرعادی نوسانات نشانه ترس است. وزن این عامل در شاخص 25 درصد است.

مومنتوم و حجم معاملات بازار (25 درصد) – حجم فعلی و مومنتوم بازار (این بار هم در مقایسه با مقادیر میانگین 30 روز و 90 روز گذشته) اندازه گیری شده و در کنار هم قرار می گیرد. مشاهده حجم بالای خرید روزانه در یک بازار مثبت، نشانه طمع بیش از حد است. وزن این عامل نیز 25 درصد است.

شبکه های اجتماعی (15 درصد) – این عامل براساس تحلیل پیام های مربوط به بیت کوین در شبکه اجتماعی توییتر اندازه گیری می شود. اگرچه وب سایت آلترنیتیو هشتگ های مربوط به همه کوین ها را جمع آوری و تحلیل می کند، اما تنها آمار مربوط به بیت کوین نمایش داده می شود. نرخ بالای تعاملات نشان دهنده افزایش علاقه عمومی و حاکی از طمع است. این عامل وزنی 15 درصدی در شاخص دارد.

نظرسنجی ها (15 درصد) – آلترنیتیو با همکاری وب سایت نظرسنجی استراپل (strawpoll.com) که متعلق به خود آن است، درباره احساسات مردم نسبت به بازار رمزارزها نظرسنجی می کند. در هر نظرسنجی بین 2000 تا 3000 نظر جمع آوری می شود. این عامل وزن 15 درصدی در شاخص داشت، اما آلترنیتیو نتایج نظرسنجی را دیگر در محاسبات شاخص وارد نمی کند.

سلطه (10 درصد) – سلطه یک رمزارز به معنای سهم آن از ارزش کل بازار رمزارزها است. وب سایت آلترنیتیو مدعی است که از نظر آن ها افزایش سلطه بیت کوین بر بازار رمزارزها ناشی از ترس معامله گران از سرمایه گذاری در آلت کوین های سوداگرانه است، چراکه بیت کوین به «بهشت امن» بازار رمزارز تبدیل شده است. از سوی دیگر، به گفته آلترنیتیو، کاهش سلطه بیت کوین به این معنا است که مردم نسبت به سرمایه گذاری در آلت کوین های پرریسک تر طمع دارند. وزن این عامل در شاخص 10 درصد است.

ترندها (10 درصد) – برای اندازه گیری این عامل، داده های گوگل ترندز (Google Trends) درباره جستجوهای مختلف مرتبط با بیت کوین استخراج و تحلیل می شود. انواع جستجوها تاثیر متفاوت در عدد مربوط به این عامل دارند. برای مثال، به گفته آلترنیتیو، جستجوی عبارتی مثل «دستکاری قیمت بیت کوین» حاکی از ترس است، اما جستجوی عبارتی مثبت درباره این رمزارز، می تواند نشانه طمع باشد. این عامل وزن 10 درصدی در شاخص دارد.

وب سایت آلترنیتیو شاخص ترس و طمع بیت کوین را به صورت روزانه منتشر می کند. این شاخص نیز مانند شاخص سی ان ان از صفر تا 100 است. عدد 50 خنثی است؛ اما هر چه شاخص بالاتر از 50 برود، نشانه افزایش طمع و پایین تر از آن نشانه افزایش ترس است.

مزایای استفاده از شاخص ترس و طمع

اساتید دانشگاه معتقد هستند که طمع می تواند بر مغز ما تأثیر بگذارد؛ به گونه ای که عقل سلیم و کنترل نفس را کنار گذاشته و به تغییر دامن بزنیم. تحقیق قابل قبولی درباره بیوشیمی طمع وجود ندارد، اما ترس و طمع در مورد انسان ها می تواند محرک قدرتمندی باشد.

بسیاری از سرمایه گذاران احساسی هستند و زود واکنش نشان می دهند. اقتصاددانانِ رفتاری، شواهدی از تأثیر ترس و طمع در تصمیمات سرمایه گذاران را در چندین دهه نشان داده و استدلالی قوی برای قابل تأمل بودن شاخص ترس و طمع ارائه کرده اند.

تاریخ نشان می دهد که شاخص ترس و طمع اغلب شاخصی قابل اعتماد برای تشخیص چرخش در بازارهای سهام بوده است. داده های شرکت آتیک کپیتال (Attic Capital) نشان می دهد که شاخص سی ان ان در 17 سپتامبر 2008 به عدد 12 سقوط کرد؛ این تاریخ همزمان بود با وقتی که شاخص اس اند پی 500 (S&P 500) در پی ورشکستگی شرکت برادران لمان (Lehman Brothers) و قرار گرفتن غول بیمه AIG در آستانه نابودی، به پایین ترین حد سه ساله غلطید.

در مقابل، در سپتامبر 2012 همزمان با رشد بازارهای سهام در سراسر جهان پس از اعمال سومین دور تسهیل کمی (کمک های اقتصادی) بانک مرکزی آمریکا، شاخص سی ان ان به بالای 90 رسید.

بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که شاخص ترس و طمع شاخص مفیدی است، به شرط آنکه تنها ابزار برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری نباشد.

انتقاد از شاخص ترس و طمع

برخی نیز به شاخص ترس و طمع بدبین هستند و آن را به عنوان ابزاری درست برای تحقیقات سرمایه گذاری قبول ندارند. از نظر آن ها این شاخص بیشتر مانند یک نشانگر برای زمانبندی بازار است. آن ها همچنین استراتژی خرید و نگهداری را بهترین راه برای سرمایه گذاری می دانند و می گویند که تاریخ نشان می دهد که رویکردهایی مانند شاخص ترس و طمع سود کمتری به دنبال دارد.

روانشناسی بازار چیست و چطور در سرمایه گذاری تاثیر می گذارد؟

روانشناسی بازار

برداشت مردم از بازار، مستقیما بر روند قیمت‌گذاری سهام تأثیر می‌گذارد. روانشناسی بازار یا همان Market Psychology احساسی کلی در بین فعالان بازار است که آنها را وادار به خرید یا فروش می‌کند. به همین دلیل، ما همواره با دو نوع روند کلی مواجه هستیم. یک ‌روند صعودی با احساس و انتظارات مثبت که با خوش‌بینی و امیدواری همراه است؛ در مقابل، روند نزولی که با احساس و انتظارات بدبینانه، با اضطراب و ترس ارتباط دارد. در این متن قصد داریم روانشناسی بازار را مورد مطالعه قرار دهیم و بدانیم که این مسئله چطور در سرمایه‌گذاری تأثیر می‌گذارد.

روانشناسی بازار چیست؟

همان‌طور که گفتیم، روانشناسی بازار به رفتارهای غالب و احساسات جمع شرکت‌کنندگان بازار در هر برهه از زمان، اشاره دارد. این اصطلاح اغلب توسط رسانه‌های مالی و تحلیل‌گران برای توضیح حرکت بازار استفاده می‌شود. به بیان دیگر، روانشناسی بازار رفتار کلی یک بازار را بر اساس عوامل عاطفی و شناختی در شبکه توصیف می‌کند و نباید آن را با روانشناسی معامله‌گری (trader psychology) اشتباه گرفت. روانشناسی معامله‌گری به همین عوامل اشاره دارد اما فقط یک فرد را مورد بررسی قرار می‌دهد. در واقع، روانشناسی معامله‌گری جنبه‌های مختلفی از شخصیت و رفتارهای فرد را نشان می‌دهد که بر اعمال معاملاتی او، تأثیر می‌گذارند.

درک بیشتر روانشناسی بازار

روانشناسی بازار به‌عنوان یک نیروی قدرتمند در نظر گرفته می‌شود و ممکن است با اصول یا رویدادهای خاصی توجیه شود. به‌عنوان ‌مثال، اگر سرمایه‌گذاران به‌طور ناگهانی اعتماد خود به ‌سلامتی اقتصاد را از دست بدهند و تصمیم بگیرند که از خرید سهام عقب‌نشینی کنند، شاخص‌هایی که قیمت‌های کلی بازار را دنبال می‌کنند، سقوط خواهند کرد.

طمع، ترس، انتظارات بیش از حد و شرایط شاخص بورس همه عواملی هستند که در روانشناسی کلی بازار نقش مهمی دارند. تاثیر این حالات ذهنی در «ایجاد خطر» و «ریسک‌کردن» به‌صورت دوره‌ای، یا به ‌عبارت ‌دیگر، دوره‌های رونق و سقوط در بازارهای مالی، کاملا مستند است.

چرا روانشناسی بازار اهمیت دارد؟

ماهیت روانشناسی بازار نشان می‌دهد که هر روند معینی، ممکن است بیش از سود یا زیان اساسی در ارزش سهام، نشانگر احساسات در بازار باشد. در کنار این مسئله، ما با توجه‌ به روانشناسی بازار، می‌توانیم شناختی از خودمان به‌عنوان یک سرمایه‌گذار نیز به‌دست آوریم. در اینجا خواهیم دانست که ما مدیریت سرمایه خود را به‌درستی انجام می‌دهیم یا یک سرمایه‌گذار احساسی هستیم.

روانشناسی بازار چیست

عوامل مهم در پیش بینی روانشناسی بازار سرمایه

برای پیش‌بینی درست روانشناسی بازار، باید توجه زیادی به رفتار معامله‌گران داشته باشیم. مهم است که بدانیم افراد با خوش‌بینی به تابلوهای بورس نگاه می‌کنند یا بدبینی در احساس آنها موج می‌زند. البته هر دو این احساسات در حالت افراطی، سبب زیان افراد خواهد شد. خوش‌بینی زیاد، حرص و طمع فراوان برای افراد به ارمغان آورده و ناامیدی و یأس نیز به عکس‌العمل‌های هیجانی منجر خواهد شد.

از طرفی، شاخص بورس نیز تأثیر قابل ‌توجهی بر این رفتارها دارد. زمانی که شاخص‌ها به‌شدت سقوط کرده، اعداد منفی و قرمز رنگ را نشان بدهند، افراد با دید منفی برنامه‌ریزی خواهند کرد که غالبا به خرید و فروش‌های سریع و هیجانی ختم می‌شود. بدیهی است که زمان مثبت بودن شاخص بورس و نمایان شدن رنگ‌های سبز، این داستان برعکس پیش خواهد رفت. به همین خاطر، مهم است که با داشتن یک استراتژی مشخص و برنامه‌ریزی‌شده، پیش‌بینی خود را بهبود بخشیم.

تأثیر تحقیقات روانشناسی بازار برای سرمایه‌گذاری

مطالعات زیادی در مورد تأثیر روانشناسی بازار بر عملکرد و بازده سرمایه‌گذاری انجام شده است. در این میان، نظرات اقتصاددان آموس توورسکی و روان‌شناس برنده جایزه نوبل، دانیل کانمن، بسیار مهم بوده است. آن ها اولین کسانی بودند که نظریه «بازار متداول و کارآمد» را به چالش کشیدند. آن ها این تصور را که انسان در بازارهای مالی همیشه بر اساس اطلاعات عمومی و مربوط به قیمت‌ها تصمیم منطقی می‌گیرد، قبول نکردند.

آن ها با رد این مفهوم، پیش‌گام حوزه اقتصاد رفتاری شدند. نظریه‌ها و مطالعات آن ها بر شناسایی خطاهای سیستماتیک در تصمیم‌گیری انسان متمرکز است که ناشی از سوگیری‌های شناختی مانند ترسِ ازدست‌دادن، تعصبات بیش از حد و ترس از عملکرد اشتباه است. کار آن ها به‌طور گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته و برای استراتژی‌های سرمایه‌گذاری، تجارت و مدیریت پرتفوی به‌کار رفته است.

روانشناسی بازار بورس

سرمایه‌گذاری در بازار بورس، یک تجارت پرریسک و اغلب، با پاداش بالا است. در حالی‌ که اکثر سرمایه‌گذاران کوچک این فرصت را در بازارهای سهام از دست می‌دهند، درصد کمی از سرمایه‌گذاران موفق به ایجاد ثروت گسترده از بازارهای سهام شده‌اند. مشکل چیست؟

همان‌طور که اشاره کردیم، نکته کلیدی در اینجا توجه به روانشناسی بازار بورس و رفتارشناسی سرمایه‌گذاران بورس است. توجه به روانشناسی این دو مسئله، مطالعه ذهن، نحوه عملکرد بازار و چگونگی تأثیر آن بر رفتار افراد را مورد توجه قرار داده است. بررسی روانشناسی این دو مهم، قسمت بزرگی از سرمایه‌گذاری در بورس سهام را تشکیل داده و اگر به‌خوبی درک شود، می‌تواند به جلوگیری از عقب‌ماندگی‌های مالی کمک کند.

در این بین، توجه به امور مالی رفتاری و ثبت علمی رفتارهای انسانی، توانسته است شکاف بین تئوری و عمل را در روانشناسی بازار بورس، از بین ببرد. در اصل، برای ورود و سرمایه‌گذاری در بازار بورس، تنها تکیه بر این اصطلاح که «برندگان متفاوت فکر می‌کنند» کافی نیست. اگر بدون دانش کافی از این اصل، خود را در وضعیتی قرار دهید که آینده‌تان را به خطر بیندازد، روزهای سختی پیش رو خواهید داشت. به همین دلیل است که تیم تخصصی دانشکده بورس با برگزاری دوره های آموزشی بورس، آماده خدمت‌رسانی به علاقه‌مندان این زمینه است.

چند نمونه از رفتارهای سرمایه‌گذاران در بازار بورس

از آنجایی ‌که روانشناسی رفتار سرمایه‌گذاران، با روانشناسی بازار بورس در هم‌ تنیده است، لازم دانستیم با مرور چند نمونه از آن ها، شما را با این محیط بیشتر آشنا کنیم.

سرمایه‌گذاران فعال

سرمایه‌گذاران فعال بازار سهام از استراتژی سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند که شامل خرید و فروش مداوم است. آن ها معمولا روندهای بلندمدت را کنار گذاشته و بر سودهای کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند.

سرمایه‌گذاران منفعل

سرمایه‌گذاران منفعل بورس برای مدت طولانی از استراتژی خرید و نگهداری استفاده می‌کنند و به دنبال سود بردن از تغییرات کوتاه‌مدت یا زمان‌بندی خاص در بازار نیستند.

سرمایه‌گذاران احساسی

سرمایه‌گذاران احساسی را در هر دو دسته قبلی می‌توان دید. این افراد، همواره در پی اخبارهای مربوط به سهام هستند و حتی با کوچک‌ترین خبرهای منفی، واکنش‌های لحظه‌ای و سریعی دارند. در برخی موارد حتی از بررسی قیمت سهام ترس دارند یا با سودی که هنوز تحقق نیافته، خوشحال می‌شوند. این افراد معمولا سرمایه‌گذاری مناسبی در بازار بورس ندارند.

سه کتاب روانشناسی بازار

کتاب معامله گر منضبط نوشته مارک داگلاس

نویسنده در این کتاب معتقد است که 80 درصد پیروزی ما در معاملات ریشه در مسائل روانی داشته و تنها 20 درصد آن مربوط به تحلیل‌های تکنیکال و فنی است.

کتاب جادوگران بازار نوین

کتاب متشکل از سخنان افرادی است که به‌طور فعال در بازار سرمایه کار می‌کنند و به‌طور مشترک، مهارت و انضباط را لازمه موفقیت در بازار سهام می‌دانند.

کتاب چرا می برید؟ چرا می بازید؟

نویسنده کتاب، fred C kelly، بر این باور است که برای موفقیت باید برخلاف جهت بازار حرکت کرد. او این ادعا را در 8 بخش مختلف توضیح داده است.

در نهایت، روانشناسی بازار، تأثیر مستقیمی در سرمایه‌گذاری افراد در بازار بورس و سهام داشته و خواهد داشت. ازاین‌رو، با داشتن دانش کافی در مورد اینکه روانشناسی بازار چیست، خواندن چند کتاب روانشناسی بازار و استفاده از دوره‌های آموزشی بورس، مانند دوره تحلیل تکنیکال و دوره تحلیل بنیادی، می‌توانید بهترین تصمیم ها را در معاملات خود بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.