خشم در معامله‌گری


خشم در معامله‌گری

امتناع شهردار کابل از حضور در مجلس خشم نمایندگان را برانگیخت

8 جدی 1399 ساعت 14:37

امتناع داود سلطان زوی شهردار کابل از حضور در نشست استجوابیه مجلس مجلس، خشم نمایندگان را برانگیخته است.

امتناع داود سلطان زوی شهردار کابل از حضور در نشست استجوابیه مجلس مجلس، خشم نمایندگان را برانگیخته است.

به گزارش خبرگزاری جمهور؛ مجلس نمایندگان در نشست امروز دوشنبه (8 جدی) خود، احمدجواد عثمانی وزیر صحت، داود سلطان زوی شهردار کابل و شاه زمان میوندی رییس اداره محیط زیست را در پیوند به شیوع ویروس کرونا همزمان با افزایش آلودگی هوا استجواب کرده بود؛ اما آقای سلطان‌زوی به بهانه شرکت در نشست امروز کابینه به مجلس حاضر نشد.

عدم حضور سلطان زوی با واکنش تند نمایندگان مواجه شد.

الله گل مجاهد یک عضو مجلس گفت: "شاروال کابل یک آدم دیکتاتور است می‌گوید نمایندگان ملت را نمی‌شناسم. هر باری که به شهردار مکتوب داده‌ایم، حاضر نشده‌است."

خالد اسد دیگر عضو مجلس نیز گفت که شهردار عضو کابینه نیست؛ اما او یک شخص ضعیف و فاسد است که بچه خود را از امریکا بخاطر معامله‌گری به کابل خواسته و ریاست‌های نواحی را به فروش می‌ر‌ساند."

او گفت:" مجلس باید یک مصوبه صادر کند که به دلیل عدم احترام به دادستانی معرفی کند دیگر راهی وجود ندارد".

محمد صادق قادری هم بیان داشت: "شهردار به نواحی و ماموران گفته به کمیسیون‌های مجلس نروند. پس صلاحیت نظارت ما چه می‌شود؟ مسوولین بی‌کفایت بدون این که رییس جمهور خبر باشد به صلاحیت‌های مجلس احترام نمی‌گذارند."

نمایندگان دیگر نیز شهردار کابل را به دلیل فساد گسترده متهم کردند و تاکید ورزیدند که مجلس او را باید به دادستانی معرفی کند.

سر انجام، چندین تن نمایندگان یک فورم درخواستی را امضا کردند که مطابق آن شهردار کابل به دلیل عدم رسیدگی به محیط زیست، بلند منزل‌‎های غیر قانونی، تعیینات غیر معیاری، عدم تطبیق پروژه‌های انکشافی و عدم حضور به جلسات کمیسیون‌ها و نشست عمومی مجلس به دادستانی معرفی خواهد شد.

اما؛ میر رحمان رحمانی رییس مجلس نمایندگان گفت که این درخواست نمایندگان را به روز چهارشنبه آینده در نشست عمومی به رای می‌گذارد و اگر مصوبه شد آقای سلطان زوی به دادستانی معرفی خواهد شد.

همچنین بر بنیاد این پیشنهاد امضای آقای سلطان زوی غیر قابل اعتبار اعلام خواهد شد.

چرا روانشناسی و نظم در معامله گری حیاتی است؟

برای رسیدن به سود مداوم در بازار های مالی نیازمند سخت کوشی، نظم، برنامه و شخصیت صحیح هستید. شما دائما مورد آزمایش قرار می گیرید و این نیازمند طرز فکر روانشناختی است تا بتوانید در شرایط سخت تصمیم صحیح بگیرید. برای اینکه معامله گر موفق بشوید شما باید احساستان را دائما زیر نظر بگیرید و نظم مخصوص یک معامله گر را داشته باشید. این به شما کمک می کند که اعتماد به نفستان را بسازید و همچنین بتوانید برنامه معاملاتی خود را بصورت موثر اجرا کنید.

داشتن یک رویکرد معاملاتی منظم
بازارها از شرکت کننده های زیادی ساخته شده اند که در هر لحظه در حال تجربه ی نوسانات احساساتشان هستند که این عامل حرکت یا فراریت (فراچارت: Volatility) بازار است. حتی بهترین معامله گران طعمه ی احساساتی مثل ترس و طمع می شوند. در بین معامله گران تازه وارد در هنگام بوجود آمدن حرکات ناگهانی یک گرایش شدید برای ورود به بازار وجود دارد تا بتوانند یک سود سریع بگیرند این رفتار بر اساس طمع (فراچارت: Greed) است آن هم بدون هیچ برنامه ی قبلی!

در جایگاه یک معامله گر، یکی از بهترین راه ها برای گسترش نظم (فراچارت: Discipline) این است که یک برنامه برای این کسب و کار داشته باشیم. سود کسب شده از معامله گری این فعالیت را به یک کسب و کار تبدیل می کند و بهتر است که به شکل کسب و کار به این فعالیت نگاه کنیم. شما هیچ وقت نباید روی سرمایه ای که به سختی بدست آورده اید بدون اینکه برنامه ای داشته باشید به عنوان مثال برای راه اندازی یک کارواش یا رستوران ریسک کنید و مطمئن نباشید که به سود می رسید یا زیان! این دقیقا نقطه اشتراک معامله گری با همه ی کسب و کارهای دیگر است.

(یادداشت فراچارت: به عنوان مثال و با زبان عامیانه، چرا ما هیچ وقت نمی رویم و یک سوپر مارکت بزنیم بجای فعالیت در بازار مالی اما به راحتی با پولی که با زحمت به دست آورده ایم یا حتی قرض می کنیم، بدون هیچ پیش زمینه ای و فقط با یک دوره آموزشی وارد یک بازار بزرگ می شویم؟ ما کسب و کارهای موفق زیادی اطرافمان می بینیم اما به ندرت تحریک می شویم که وارد آن ها شویم، اما در رابطه با بازارهای مالی برعکس عمل می کنیم!)

خیلی از معامله گران پی برده اند که یک چک لیست در هنگام تصمیم گیری باعث می شود بررسی کنند که همه چیز سر جای خودش قرار گرفته است. این یک ایده ی فوق العاده است که در مسیر معامله گری، اعتماد به نفس شما را می سازد و به شما کمک می کند که معاملاتتان را بهتر بررسی کنید. معامله کردن با اعتماد به نفس بالا بسیار مهم است، چون بدون این فاکتور شما در شرایط بهم ریخته تصمیمات آنی می گیرید.

شرح روانشناسی معامله گر
درک روانشناسی معامله گر به شرطی میسر است که شما مستقیما سرمایه گذاری را تجربه کنید. بیشتر معامله گران به لزوم طرز فکر صحیح (فراچارت: mind set) پی برده اند. این موضوع مخصوصا در معاملات کوتاه مدت به شدت خودنمایی می کند. اگر شما معاملات میان روزی دارید (فراچارت: اسکالپر)، پس نیازمند تصمیم گیری های سریع با اخطارهای لحظه ای هستید، که این تصمیم گیری ها سود ده یا زیان ده بودن معامله را مشخص می کنند! از طرف دیگر شما باید توانایی پیروی از پلن معاملاتی خود را داشته باشید، پلنی که از قبل آماده شده و از صحت سودده بودن آن مطمئن شده اید. احساسات شما باید دائما سنجیده شوند و نباید اجازه مداخله در تصمیم گیری هایتان را داشته باشند! بخشی از روانشناسی معامله گری تشخیص حضور ترس و طمع است. هنگام متضرر شدن شما باید بپذیرید که این بخشی از کسب و کار معامله گری است. این که شما یاد بگیرید که چگونه احساساتی که در اثر ضرر کردن به شما هجوم می آورند را تحمل کنید خیلی سخت است. باید یاد بگیرید که احساساتتان را ساماندهی کنید، اما اینکه تبدیل به یک معامله گر آرام بشوید و بتوانید ضررها را راحت بپذیرید زمان بر است. اگر می خواهید معامله گر موفقی شوید باید از اثر معاملات سود ده و زیان ده روی روان خود آگاه باشید.

مفهوم ترس در معامله گر
از دست دادن پول با ترس همراه هست. ترس در صورت بیش از حد بزرگ بودن حجم معامله می تواند شما را در هم بشکند، مخصوصا اگر بدون برنامه این تصمیم را گرفته باشید. فقط در صورتی که یک برنامه معاملاتی همه جانبه و تعهد اجرای آن را داشته باشید، می توانید در هنگام متضرر شدن رفتار درست را داشته باشید.
تجربه به شما می آموزد که وقتی دچار افت حساب در محدوده ای که قبلا انتظار آن را داشته اید شدید، آرام بمانید. اگر استراتژی شما زمینه 60 درصد برد دارد، پس باید با متضرر شدن تعجب نکنید. وقتی بازار بر خلاف پیش بینی حرکت می کند خوشحال نیستید، اما وقتی می بینید که تعداد معاملات ضرر کمتر از 40 درصد است، پس با ضررهایتان راحت کنار می آیید و به سود بالقوه ای که در استراتژی نهفته است امیدوار می شوید. موضوعی که رسیدگی به آن خیلی سخت است، شرایطی است که در آن معامله گر ریسک های خارج از برنامه را متقبل می شود که می توانند اثرات منفی بر ذهن معامله گر داشته باشند.

خطر معاملات هیجانی
معاملات ناگهانی بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید اتفاق می افتند. بیشتر مواقع یک شتاب دهنده باعث می شود یک تصمیم هیجانی بگیرید و بر اساس آن معامله کنید. وقتی این معاملات در جهت پیش بینی شده حرکت کنند احساس فوق العاده بودن می کنید، انگار از آسمان پول می بارد! اما اکثر مواقع، این معاملات خلاف جهت پیش بینی شده حرکت می کنند، آنجاست که به فکر فرو می روید که آیا همه ی مخاطرات را از قبل در نظر گرفته بودید؟
در پی یک معامله هیجانی چندین سناریو ممکن است رخ دهد. این سبک معامله می تواند باعث گسترش ترس، خشم و ضرر شود. وقتی بازار خلاف جهت پیش بینی شده حرکت کند اولین احساسی که تجربه می کنید خشم است. خود را بخاطر ورود به این موقعیت و تصمیم گیری بر اساس هیجان سرزنش می کنید. اگر یک دنده باشید و ضرر را نپذیرید، خشم با ترس جایگزین می شود. ابتدا که وارد موقعیت شدید تنها چیزی که می دانستید این بوده است که سود می کنید، اما حالا ناامید و بیم ناک شده اید.
شناختن شرایط روانشناسی منفی این سبک معاملات اولین قدم برای غلبه کردن بر آنهاست. اگر در حال ضرر کردن به مقداری بیش از مقداری که به آن عادت داشته اید هستید، طرز فکر معامله گریتان آسیب می بیند و ترس تبدیل به دلسردی می شود. در بدترین حالت با موقعیت باز شده ازدواج می کنید! ازدواج کردن با یک موقعیت اصطلاحی است برای نشان دادن اینکه برای شما دیگر مهم نیست که چه اتفاقی می افتد، فقط به این فکر می کنید که نهایتا سود می کنید. این سبک از رفتار معمولا وقتی اتفاق می افتد که معامله گران و سرمایه گذاران بدون استراتژی و تصمیم لحظه ای وارد موقعیت می شوند.
بهترین راه برای غلبه بر معاملات هیجانی این است که مطمئن باشید دارید از همان مدیریت ریسک همیشگی و منظمتان استفاده می کنید. بنابراین اگر همیشه با ریسک 2 درصد وارد معامله می شدید اینجا هم از همان 2 درصد استفاده می کنید و وارد معامله هیجانیتان می شوید.

(یادداشت فراچارت: پایبند بودن به حد ضرر و ریسک ثابت در هر معامله،حتی معاملات هیجانی،می تواند حداقل مانع وقوع فاجعه شود!)

در حرفه معامله گری زمان هایی هست که به خاطر ایمان به اینکه این موقعیت حتما جواب می دهد بیش از اندازه ریسک می کنید، اما این چنین نمی شود. این مهم است که درک کنید در بازارها، گاهی وقت ها در شرایط غیر منطقی اینقدر باقی می ماند تا غالب معامله گران از موقعیت خارج شوند. این یک مولفه کلیدی در روانشناسی معامله گر است. شما نمی خواهید درک کنید که از بازار بزرگ تر نیستید در صورتیکه بازار بیشتر از معامله گران منبع دارد و می تواند هر لحظه را از موقعیت خارجتان کند. نمی خواهید شکست بخورید برای همین خطر نگه داشتن یک موقعیت که ریسکتان را از محدوده ی منطقی خارج می کند را به جان می خرید و متحمل ضرری می شوید که انتظار نداشته اید.

ترس،یک عکس العمل است به لحظه ای که خطر ضرر کردن را درک می کنید. همان طور که صحبت کردیم اگر ترس را با مدیریت ریسک همیشگی تنظیم کنید، قادر خواهید بود تصمیمات بهتری بگیرید و از ضرر کردن نمی هراسید. بیشتر معامله گران حرفه ای، ضررها را به صورت هزینه شغلشان در نظر می گیرند، آنهابا خود می گویند هی پسر این فقط یک هزینه است!
تکنیک دیگری که می توانید استفاده کنید این است که اگر سرمایه شخصی خودتان را معامله می کنید، تظاهر کنید برای یک شرکت کار می کنید و رییس شرکت معاملات را ارزیابی می کند. اگر بخواهید از معاملاتتان دفاع کنید، پس از موقعیت هایی که مناسب نیستند پرهیز می کنید.
دانستن این که حساب معاملاتی در طی بازه های زمانی دچار فراز و نشیب می شود، یک بخش از حرفه ی معامله گری است. همیشه فشارهایی در رابطه با این شغل وجود خواهد داشت و ضررهای متوالی باعث گسترش ترس این می شوند که استراتژیتان ناموفق است. بنابراین، هر چقدر بیشتر در مورد استراتژیتان بدانید، در پیروی از آن بهتر عمل می کنید مخصوصا در طول دوره هایی که با افت حساب مواجه می شوید.

چگونه ضررهای متوالی را مدیریت کنیم؟
یک دوره ضرر متوالی می تواند آزمونی باشد از نظم. بطور کلی، وقتی معامله گری را شروع می کنید، در نظر نمی گیرید که چه تعداد ضرر متوالی را می توانید بپذیرید. با اجتناب از این آمادگی، مشکلات زیادی خواهید داشت. بخشی از مدیریت ریسک این است که در نظر بگیرید در چه موقعیت هایی استراتژی شما ناکار آمد می شود و چگونه می خواهید به آن ها واکنش نشان دهید.

فکر کردن به اینکه شرایط چگونه پیش می رود باعث می شود که شما بصورت غریزی به یک واقعه عکس العمل نشان دهید.می توانید احساساتی که در طول دوره تجربه می کنید را مشخص کنید و بعد سعی کنید که از احساسات منفی که مانع خشم در معامله‌گری روند فعالیت شماست عبور کنید. اگر استراتژیتان قابلیت برد 70 درصد و باخت در 30 درصد موقعیت ها دارد، باید انتظار وقوع خطا داشته باشید. اگر 10 ترید اول را ببازید، باید به عقب برگردید و بررسی کنید که چرا استراتژی طبق انتظار کار نکرده است. اینجاست که حساب های مجازی (فراچارت: Demo) بسیار کاربردی هستند. با یک حساب تمرینی سرمایه فرضی را معامله می کنید. اگر ابتدا استراتژی معاملاتی خود را روی یک حساب مجازی بیازمایید و موفق شوید اما در حساب واقعی این چنین نباشد،باید بررسی کنید چرا این اتفاق می افتد.این کاملا محتمل است که احساساتتان در حساب واقعی باعث تداخل در تصمیم گیری شده اند.
حساب های مجازی در این شغل بسیار رواج دارد.حساب های مجازی اجازه می دهند که استراتژیتان را بیازمایید و احساساتتان را شناسایی کنید بدون اینکه پولی از دست بدهید! درست است که در یک حساب مجازی همان احساسات یک حساب واقعی را تجربه نمی کنید،اما این راهکار می تواند شما را برای شرایط مختلف در بازار آماده کند.

(یادداشت فراچارت: برای مثال اگر شما حرکات شدید بازار را هنگام خبری مثل NFP را تجربه نکرده باشید،حساب مجازی به شما کمک می کند بدون از دست دادن سرمایه درکی از این شرایط پیدا کنید.)

آیا طمع خوب است؟
در فیلم وال استریت این جمله مایکل داگلاس که “طمع خوب است” بسیار معروف شده. اما همانطور که بسیاری از معامله گران با تجربه می توانند گواهی بدهند، طمع یک تیغ دو لبه است. طمع می تواند خوب باشد اگر از آن زیر سلطه ی مدیریت ریسک استفاده کنید. اگر یک معامله گر با هدف گرفتن روند ها هستید، پس می خواهید تا جای ممکن معامله تان را باز نگه دارید تا بازار شما را خارج کند.

نمودار بالا به شما نمونه ای از شرایطی را نشان می دهد که طمع می تواند خوب باشد.اگر وقتی مووینگ اوریج 20 روزه به زیر 50 روزه کراس کرده وارد موقعیت فروش شوید و وقتی مووینگ اوریج 20 روزه به بالای 50 روزه کراس کرده است خارج می شدید، پس تصمیم گرفته اید که در مواقعی که در طول حرکت بازار خلاف جهت پیش بینی حرکت کرده است موقعیت را باز نگه دارید. (فراچارت:این یعنی غلبه بر ترس و طمع کردن برای گرفتن سود بیشتر)

از طرفی چون در حال پیروی از یک سیستم معاملاتی برای گرفتن روند ها هستید، احتمالا دفعات بیشتری می بازید،ک ه این یعنی وقتی برنده می شوید باید سود بیشتری جمع کنید و از استراتژی پیروی کنید تا بتوانید موفق باشید. این جایی است که طمع خوب است، شما تا جای ممکن از روند بهره برداری می کنید. مادامی که از یک پلن معاملاتی آزموده شده پیروی کنید صبور یا طمع کار بودن در موقعیت ها می تواند به سودتان تمام شود.

طمع می تواند دشمن شما باشد
یک ضرب المثل در وال استریت می گوید”گاوها سود می کنند، خرس ها سود می کنند اما خوک ها سلاخی می شوند!” وقتی فقط نگران سود هستید و استراتژی معاملاتی خود را به امید کسب سود بیشتر زیر پا می گذارید طمع می تواند زیان آور باشد.
معمولا این نوع طمع وقتی بوجود می آید که بازار فراتر از هدف سود شما حرکت می کند و شما تصمیم می گیرید که قوانین و استراتژی را زیر پا بگذارید چون با این ترید از نظر احساسی درگیر شده اید.
این وضعیت می تواند در شرایط مختلف زیادی بوجود بیاید،ب دترین حالت وقتی است که شما به یک موقعیت که در حال حرکت در خلاف جهت پیش بینی است و در حال تبدیل سودها به ضرر است می چسبید،ب عد بسیار عصبانی می شوید که اجازه دادید این موقعیت اتفاق بیفتد و تصمیم می گیرید که موقعیت را باز نگه دارید تا بالاخره بازار در جهت پیش بینی شده حرکت کند. وقتی در حال از دست دادن پول هستید خشم تبدیل به ترس می شود، موقعیت را کماکان نگه می دارید و استاپ لاس را فراموش می کنید و این تصمیمات باعث ضرری خارج از برنامه می شود.
از خدا می خواهید که نجاتتان بدهد و او این کار را می کند! دیگر اجازه نمی دهید این اتفاق بیفتد. در بهترین حالت شاید بتوانید معامله را سر به سر کنید. اما در آن روز به نظر می رسد که خدا احتمالا از دفتر کار دور است و صدای گریه ات را نمی شنود.
این سبک از طمع را به سختی می توان مدیریت کرد. یک چیزی درون همه ما هست که می خواهد به زور تمام سود بالقوه را به چنگ بیاوریم. شما نیاز دارید که از استراتژیتان آگاه باشید، و از تلاش برای کسب سودهای غیرواقعی پرهیز کنید،مخصوصا زمان هایی که هدف سود طبق برنامه لمس شده است.

اهمیت نظم و قوانین معاملاتی
قوانین معاملاتی برای تمام سطوح معامله گران حیاتی است، اما بیشترین اهمیت را برای معامله گران تازه کار دارد. بیشتر معامله گران تازه کار زمین می خورند و هیچ وقت نمی فهمند که چگونه خود را بهبود دهند. با داشتن قوانین مشخص، می توانید به خودتان کمک کنید که با نوسانات احساسی روبرو شوید. در کل شما به یک ذهن متمرکز و مهارت های ذهنی بالایی نیاز دارید تا بتوانید موفق شوید.

اگر از آن دسته از معامله گران هستید که به شدت طمع می کنند، خودتان را تمرین دهید که از دستورات تیک پروفیت (فراچارت: در حد سود یا Take Profit در واقع شما برای کارگزار تعیین می کنید که وقتی معامله در سود مورد نظرتون قرار گرفت معامله را ببندد) استفاده کنید.

اگر از حد ضررهای ذهنی استفاده می کنید و نمی توانید همیشه از آن پیروی کنید پس از دستورات استاپ لاس (فراچارت: حد ضرر یا Stop Loss عددی است که شما در نرم افزار کارگزاری نشانه گذاری می کنید که اگر معامله شما به آن عدد رسید از ضرر بیشتر جلوگیری کرده و معامله اتوماتیک بسته شود) استفاده کنید و اجازه بدهید بازار تصمیم بگیرد.

در تعیین استاپ لاس همیشه نویزهای بازارها را در نظر داشته باشید و مقداری فضا برای حرکات غیرمنطقی بازار هم در نظر بگیرید. اگر معامله گر میان روزی هستید می توانید برای هر روز یک سقف سود و ضرر در نظر بگیرید. اگر در مجموع معاملات روزتان به سقف ضرر روزانه رسیدید دیگر معامله نکنید.

باید طی دوره های مشخص و منظم کارآیی استراتژیتان را در بازار مرور و ارزیابی کنید. این کاری فراتر از ارزیابی سود است،به این معنی که بفهمید در شرایط خاص چگونه واکنش نشان داده اید!
با ارزیابی اینکه کجا تصمیم درست گرفته شده و کجا تصمیم نادرست،شما می توانید کاراییتان را بهبود بخشید. اگر شما اشتباهات خاص را ببینید می توانید آن ها را اصلاح کنید، به یاد داشته باشید که هر چیزی را بتوان اندازه گیری کرد، می توان بهبود بخشید.

حرف آخر
معامله گری در بازارهای مالی نیازمند یک استراتژی خوب است که بتوانید آن را بصورت موثر اجرا کنید. بعلاوه،نیاز دارید که بتوانید از یک برنامه معاملاتی منظم پیروی کنید و از ورود احساسات به تصمیم گیری هایتان اجتناب کنید. باید درک کنید که ترس یک احساس قدرتمند است. بیشتر معامله گران هنگام متضرر شدن، درد حس می کنند. این یک راهنماست و باید توسط هر معامله گری پیگیری شود. وقتی شما در بازار متوجه می شوید که سودتان مستقیما به ریسک ربط دارد، پس به ضررها به عنوان هزینه ی این شغل نگاه می کنید.
در سرزمین معامله گری، طمع و ترس دو حاکم هستند. وقتی بازار در جهت پیش بینی شده حرکت می کند سخت است که محتاطانه رفتار کنید و به استراتژی پایبند بمانید. فرصت دادن به طمع و مسلط شدنش در صورتیکه بازار خلاف جهت حرکت کند نهایتا موقعیتی را بوجود می آورد که شما ترس را وارد معامله می کنید.
می توانید با خواندن کتاب های روانشناسی معامله گری خودتان را با این احساسات بیشتر آشنا کنید، اما وقتی شروع به معامله کردن کنید تاثیر این دو را عمیقا درک می کنید. بعلاوه، با تنظیم قواعد معامله گری، ساخت یک برنامه معاملاتی، بهره برداری از یک سیستم مدیریت مالی، تحقیق و کسب تجربه روی یک حساب مجازی به شما کمک می کند که احساسات منفی که مانع موفقیت هستند را کاهش دهید.
منبع: فراچارت

روانشناسی معامله گری چیست؟

رکنا: مهارت های زیادی برای معامله گری موفق در بازارهای مالی مورد نیاز است. این مهارت ها شامل توانایی ارزیابی اصول یک دارایی (مانند سهام یک شرکت) و تعیین جهت روند دارایی می شوند اما هیچ یک از این مهارت های فنی به اندازه طرز فکر معامله گر مهم نیست. احساسات، تفکر سریع و اعمال نظم و انضباط، اجزایی از چیزی است که ما آن را روانشناسی معامله گری می نامیم.

به گزارش رکنا، روانشناسی معامله گری به احساسات و وضعیت ذهنی اشاره دارد که به موفقیت یا شکست در معاملات کمک می کند. روانشناسی معامله گری جنبه های مختلفی از شخصیت و رفتارهای یک فرد را نشان می دهد که بر اقدامات تجاری آنها تأثیر می گذارد. این روانشناسی می تواند به اندازه سایر ویژگی ها مانند دانش، تجربه و مهارت در تعیین موفقیت معاملات مهم باشد. نظم و انضباط و ریسک ‌پذیری دو مورد از حیاتی‌ ترین جنبه‌ های روان‌شناسی معاملات هستند زیرا اجرای این جنبه‌ ها توسط یک معامله ‌گر برای موفقیت طرح معاملاتی او حیاتی است. ترس و طمع معمولاً با روانشناسی معاملات مرتبط است، در حالی که چیزهایی مانند امید و پشیمانی نیز در رفتار معاملاتی نقش دارند.

درک روانشناسی معامله گری

مهارت های زیادی برای معامله گری موفق در بازارهای مالی مورد نیاز است. این مهارت ها شامل توانایی ارزیابی اصول یک دارایی (مانند سهام یک شرکت) و تعیین جهت روند دارایی می شوند اما هیچ یک از این مهارت های فنی به اندازه طرز فکر معامله گر مهم نیست. احساسات، تفکر سریع و اعمال نظم و انضباط، اجزایی از چیزی است که ما آن را روانشناسی معامله گری می نامیم.

روانشناسی معامله گری یا روانشناسی تجارت می تواند با چند احساس و رفتار خاص مرتبط باشد که اغلب کاتالیزورهای معاملات بازار هستند. توصیفات مرسوم رفتارهای هیجانی در بازارها، بیشتر معاملات هیجانی را به حرص یا ترس نسبت می دهند.

حرص و طمع را می توان به عنوان میل بیش از حد به ثروت در نظر گرفت، آنقدر زیاد که گاهی عقلانیت و قضاوت را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین، این توصیف سرمایه گذاری الهام گرفته شده از حرص یا تجارت غیرمنطقی، فرض می کند که احساسات طمع می تواند معامله گران را به سمت انواع رفتارهای غیرصحیح سوق دهد. این رفتارها و اقدامات ممکن است شامل انجام معاملات با ریسک بالا، خرید سهام یک شرکت یا فناوری آزمایش نشده فقط به دلیل افزایش سریع قیمت آن، یا خرید ارز دیجیتال بدون تحقیق در مورد سرمایه گذاری اساسی باشد.

علاوه بر این، طمع ممکن است سرمایه‌ گذاران را ترغیب کند که در معاملات سودآور بیش از حد مطلوب، باقی بمانند و در تلاش برای برداشتن سود اضافی یا گرفتن موقعیت‌ های سوداگرانه بزرگ باشند. طمع در مرحله نهایی بازارهای صعودی، زمانی که حدس و گمان بیداد می کند و سرمایه گذاران احتیاط را کنار می گذارند، آشکارتر است.

در مقابل، ترس باعث می ‌شود معامله‌ گران به دلیل نگرانی از ضررهای زیاد، موقعیت‌های خود را زودتر ببندند یا از ریسک کردن خودداری کنند. ترس در بازارهای نزولی قابل لمس است و این یک احساس قوی است که می تواند باعث شود معامله گران و سرمایه گذاران با عجله برای خروج از بازار غیرمنطقی عمل کنند. ترس اغلب به وحشت تبدیل می شود که به طور کلی باعث فروش قابل توجهی در بازار می شود.

تحلیل تکنیکال

روانشناسی معامله گری اغلب برای تحلیلگران فنی و تکنیکالی مهم است که بر روی تکنیک های نمودارسازی تکیه می کنند تا تصمیمات تجاری خود را هدایت کنند. نمودارهای امنیتی می تواند طیف گسترده ای از بینش ها را در مورد یک حرکت امن ارائه دهد. در حالی که تکنیک‌ های تجزیه و تحلیل فنی و ترسیم نمودار که می ‌توانند در تشخیص روند فرصت‌ های خرید و فروش مفید باشند، نیاز به درک و شهود برای حرکت‌ های بازار دارد که از روان ‌شناسی معامله گری سرمایه‌ گذاران ناشی می‌ شود.

موارد متعددی در نمودارهای فنی و تحلیل های تکنیکال وجود دارد که در آن یک معامله گر باید نه تنها به دانش تحلیل نموداری تسلط داشته باشد، بلکه به دانش خود در مورد امنیتی که دنبال می کند و شهود خود برای تأثیر عوامل گسترده تر بر بازار نیز تکیه کند. معامله گرانی که توجه زیادی به تأثیرات جامع قیمت، نظم و انضباط و اطمینان دارند، روانشناسی معاملاتی متعادل تری را نشان می دهند که معمولاً به موفقیت آن ها کمک می کند.

مالی رفتاری

بخشی از روانشناسی معامله گری این است که بفهمیم چرا افراد در بازار یا سایر مسائل پولی تصمیمات غیرمنطقی می گیرند. مالی رفتاری زیرشاخه ای از اقتصاد رفتاری است که تأثیرات روانی و سوگیری هایی را ارائه می دهد که بر رفتارهای مالی سرمایه گذاران و متخصصان مالی تأثیر می گذارد. علاوه بر این، تأثیرات و سوگیری‌ ها می ‌تواند منشأ تبیین انواع ناهنجاری‌ های بازار، به ‌ویژه ناهنجاری‌ های موجود در بازار سهام، ارزهای دیجیتال و . مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت دارایی باشد.

مالی رفتاری معمولاً شامل مفاهیم زیر است:

حسابداری ذهنی: حسابداری ذهنی به تمایل افراد به تخصیص پول برای اهداف خاص اشاره دارد.

رفتار گله: رفتار گله بیان می کند که افراد تمایل دارند رفتارهای مالی اکثریت گروه (گله، توده) را تقلید کنند. گله داری در بازار به دلیل پشت سرگذاشتن ها و فروش های چشمگیر بدنام است.

شکاف عاطفی: شکاف عاطفی به تصمیم گیری براساس احساسات شدید یا فشارهای عاطفی مانند اضطراب، خشم، ترس یا هیجان اشاره دارد. احساسات اغلب یک دلیل کلیدی برای انتخاب های غیر منطقی و منطقی افراد هستند.

لنگر انداختن: لنگر انداختن به ضمیمه کردن یک سطح هزینه به یک مرجع خاص اشاره دارد. شامل هزینه‌ های مداوم براساس سطح بودجه یا منطقی ‌سازی هزینه‌ ها براساس ابزارهای رضایت ‌بخش مختلف.

در لنگر انداختن فرد ایده ها و پاسخ های اولیه خود را بر یک نقطه از اطلاعاتش استوار می کند و تغییراتی را براساس آن نقطه شروع ایجاد می کند. در این حالت شخص از یک عدد یا مقدار هدف خاص به عنوان نقطه شروع استفاده می کند که به عنوان لنگر شناخته می شود و متعاقباً آن اطلاعات را تا رسیدن به یک مقدار قابل قبول در طول زمان تنظیم می کند. البته اغلب، این تنظیمات ناکافی و بسیار نزدیک به لنگر اصلی هستند و زمانی که لنگر بسیار متفاوت از پاسخ واقعی باشد، مشکل ایجاد می ‌کند.

خود اسنادی: خود اسنادی به تمایل به انتخاب براساس اعتماد بیش از حد به دانش یا مهارت خود اشاره دارد. انتساب به خود معمولاً از یک استعداد ذاتی در یک منطقه خاص سرچشمه می گیرد. در این دسته، افراد تمایل دارند دانش خود را بالاتر از دیگران رتبه بندی کنند، حتی زمانی که به طور عینی کوتاهی می کنند.

درک ترس

وقتی معامله‌ گران اخبار بدی درباره یک دارایی خاص یا به طور کلی در مورد اقتصاد دریافت می‌ کنند، طبیعتاً می ‌ترسند. آنها ممکن است بیش از حد واکنش نشان دهند و احساس کنند مجبور هستند دارایی های خود را نقد کنند، پول نقد داشته باشند و از ریسک کردن بیشتر خودداری کنند. اگر این کار را انجام دهند، ممکن است از ضررهای خاصی جلوگیری کنند اما ممکن است برخی از دستاوردها را نیز از دست بدهند.

معامله گران باید بدانند ترس چیست: یک واکنش طبیعی به یک تهدید درک شده. (تهدیدی برای پتانسیل سود آنها)

کمی کردن ترس ممکن است کمک کننده باشد. معامله گران باید در نظر داشته باشند که از چه چیزی می ترسند و چرا از آن می ترسند. اما این تفکر باید قبل از خبر بد رخ دهد، نه در وسط آن. ترس و طمع دو احساس درونی هستند که باید کنترل شوند.

با فکر کردن از قبل، معامله گران می دانند که چگونه رویدادها را به طور غریزی درک می کنند و به آنها واکنش نشان می دهند و می توانند از پاسخ احساسی عبور کنند. البته این کار آسانی نیست اما برای سلامت پرتفوی یک سرمایه گذار ضروری است نه صرفا خود سرمایه گذار.

غلبه بر طمع

یک ضرب المثل قدیمی در وال استریت وجود دارد که می گوید "خوک ها را سلاخی می کنند." این عادتی است که سرمایه ‌گذاران حریص دارند که به مدت طولانی در یک موقعیت برنده باقی می مانند تا آخرین افزایش قیمت را ببینند اما غافل از اینکه دیر یا زود، روند معکوس می شود و حریصان گرفتار می شوند.

غلبه بر طمع آسان نیست. این احساس غالباً براساس غریزه برای بدست آوردن کمی سود بیشتر است. یک معامله گر باید یاد بگیرد که این غریزه را بشناسد و یک برنامه معاملاتی مبتنی بر تفکر منطقی، (نه هوس یا غرایز)، توسعه دهد.

تنظیم قوانین

یک معامله گر باید قوانینی را ایجاد کند و در هنگام بروز بحران روانی از آنها پیروی کند. دستورالعمل هایی را براساس میزان تحمل ریسک/پاداش خود برای زمان ورود به معامله و زمان خروج از آن تنظیم کنید. یک هدف سود تعیین کنید و یک توقف ضرر ایجاد کنید تا خشم در معامله‌گری احساسات را از فرآیند خارج کنید.

علاوه بر این، ممکن است تصمیم بگیرید که کدام رویدادهای خاص، مانند انتشار سود مثبت یا منفی، باید باعث تصمیم گیری برای خرید یا فروش دارایی شود.

عاقلانه است که محدودیت هایی برای حداکثر مقداری که می خواهید در یک روز برنده شوید یا ببازید تعیین کنید. اگر به حد سود رسیدید، پول را بردارید و خارج شوید. اگر ضررهای شما به یک عدد از پیش تعیین شده رسید، خارج شوید و معامله را ادامه ندهید. در هر صورت، شما زنده خواهید ماند تا یک روز دیگر معامله کنید.

روانشناسی ترید ارز دیجیتال ابزار موفقیت در بازار

روانشناسی ترید ارز دیجیتال ابزار موفقیت در بازار

اگر به‌عنوان یک معامله‌گر روانشناسی ترید را به‌خوبی نشناسید، داشتن راهبرد مناسب راه به‌جایی نخواهد برد. کنترل احساسات یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک معامله‌گر موفق است و درگیرشدن با احساسات به معامله‌های شما ضرر خواهد زد. به همین خاطر است که درک روانشناسی ترید در بازارهای مالی جهت جلوگیری از فروپاشی‌های مالی هیجانی، برای هر معامله‌گری از واجبات است.

در این مقاله از بیدارز، با شما درباره صفر تا صد روانشناسی معامله‌گری صحبت می‌کنیم و به شما می‌گوئیم که چگونه می‌توانید این مهارت را در خود گسترش دهید. تا انتهای مطلب حاضر همراه ما باشید.

در این مقاله با موضوعات زیر آشنا خواهید شد:

روان‌شناسی ترید چیست؟

منظور از روان شناسی ترید، طرز فکر و دیدگاه معامله‌گر در طول حضور وی در بازار اشاره دارد. این طرز فکر، تعیین‌کننده میزان موفقیت یک معامله‌گر و سودآوری معامله‌گری او است. همچنین، این‌که چرا یک معامله‌گر متحمل ضررهای سنگین شده است، از این طریق قابل بررسی و تجزیه‌وتحلیل است.

محوریت یادگیری روان‌شناسی ترید، آگاهی از آن ویژگی‌هایی‌ست که درست مثل یک دام، مانع از موفقیت معامله‌گر در عرصه معاملات می‌شود و تقویت و گسترش ویژگی‌های مثبتی‌ست که موفقیت روزافزون در معامله را به‌همراه دارند.

معامله‌گرانی که به‌خوبی با روان شناسی ترید آشنایی دارند، براساس تعصب یا احساسات عمل نمی‌کنند. در نتیجه، در طول مدت حضورشان در بازارهای تجاری، شانس بیشتری برای به‌حداکثر رساندن سودآوری و به‌حداقل‌رساندن ضرر و زیان در معامله خواهند داشت.

روان‌شناسی از نوع ترید برای هر معامله‌گر متفاوت است، چون هر کسی ویژگی‌های شخصیتی خاص خود را دارد و این مقوله تحت تاثیر احساسات و تعصبات از پیش تعیین‌شده هر فرد قرار دارد. از جمله مهم‌ترین احساساتی که روی معامله‌گری تاثیر می‌گذارند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

شادی، بی‌قراری، خشم، ترس، غرور

روانشناسی معامله‌گری در بازار ارز دیجیتال چه اهمیتی دارد؟

اگر چه آشنایی با اصول تحلیل تکنیکال و فاندامنتال و یادگیری مدیریت ریسک و سرمایه برای موفقیت در معامله‌های بازار ارز بسیار مهم است، اما دیر یا زود متوجه خواهید شد که این‌ها به‌تنهایی کافی نیستند. برای موفقیت در معامله‌گیری، باید مهارت دیگری را هم فرابگیرید. این مهارت، چیزی نیست جز روانشناسی ترید.

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که موفقیتتان در یک معامله را تضمین می‌کند، ذهنیت شماست. تنها پس از انجام چند معامله، خیلی زود متوجه خواهید شد که احساساتتان تصمیم‌های معاملاتی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند و موفقیت یا عدم موفقیت شما در یک معامله -به‌ویژه معاملات بازار ارز- را رقم می‌زنند.

یادگیری درباره این‌که احساسات شما چگونه افسار معاملاتتان را در دست می‌گیرد، یک قدم شما را به تبدیل‌شدن به یک معامله‌گر موفق نزدیک‌تر می‌کند. این‌که در مواقعی دچار ترس، طمع، خوش‌بینی و اعتمادبه‌نفس کاذب شوید کاملاً طبیعی‌ست؛ اما نباید اجازه دهید که این احساسات تحت هر شرایطی معاملات شما را تحت تاثیر قرار دهد.

روانشناسی ترید به شما کمک می‌کند که طبق فکر و منطق عمل کنید و در کنار تحلیل تکنیکال، تحلیل فاندامنتال و مدیریت ریسک و سرمایه، چهارپایه موفقیت شما در معامله‌گری بازار ارز را تکمیل می‌کند.

ارتباط روانشناسی ترید و موفقیت در بازارهای ارز دیجیتال چیست؟

احساسات و هیجان‌های شما بیش از آن‌چه که فکرش را می‌کنید بر تصمیم‌های معامله‌گری‌تان تاثیر می‌گذارند. بنابراین، باید بتوانید آن‌ها را به‌طور موثری مدیریت کنید. این‌جاست که نکات روان‌شناسی ترید به کمکتان می‌آید.

معامله‌گری در هر بازاری -به‌ویژه بازار کریپتوکارنسی- بر محوریت تصمیم‌های عقلانی می‌چرخد و نباید احساساتتان، شما را به انجام اقدامی خاص سوق دهد. در اغلب موارد باید بتوانید تصمیمات عقلانی بگیرید و به دور از هیجان عمل کنید. روانشناسی ترید ارز دیجیتال به شما کمک می‌کند که احساساتتان را کنترل کنید و در مواقع حساس، تصمیم‌های عقلانی بگیرید.

اهمیت روانشناسی معامله‌گری در مواجهه با سود و زیان تریدرها چیست؟

وقتی سرمایه‌گذاری و معامله در بازار ارزهای دیجیتال را آغاز می‌کنید، دو حالت پیش خواهد آمد:

یا بعد از خرید ارز دیجیتال با ضرر هنگفتی مواجه خواهید شد، یا این‌که سود قابل توجهی را تجربه خواهید کرد و با روندی صعودی مواجه خواهید شد.

احتمالاً این سوال هم در به ذهن شما خطور کرده باشید که در چنین شرایطی، چه رفتاری درست و به‌جا است؟ پیش از آن‌که به این سوال پاسخ دهیم، کمی در این باره فکر کنید که خود شما در چنین شرایطی چه اقداماتی را انجام خواهید داد؟ در ادامه، جواب این سوال را از دیدگاه یک معامله‌گر موفق و تحلیل‌گیری که به اصول روان‌شناسی معامله‌گری مسلط نیست، بررسی خواهیم کرد:

تحلیل‌گر: در این حالت، تحلیل‌گر تسلط خود بر روش‌های تحلیلی را از دست داده است و منتظر این است که قیمت‌ها به شرایط اولیه خود بازگردند! در چنین شرایطی، او معمولاً بازار و سرمایه‌اش را به حال خود رها می‌کند و از آن‌جایی خشم در معامله‌گری که قدرت تصمیم‌گیری ندارد، منتظر می‌ماند تا بازار برای او تصمیم بگیرد.

معامله‌گر موفق: یک معامله‌گر آشنا با اصول روان‌شناسی ترید، قبل از هر چیزی برای خود برنامه‌ریزی دارد و در تحلیل اولیه خود حد مشخصی از ضرر را برای سرمایه‌اش تعیین کرده است. بنابراین، تا زمانی که نزول قیمت رمزارز به حد ضرر نرسیده باشد، به سرمایه‌اش دست نخواهد زد. اما اگر قیمت از حد ضرر عبور کند، بهترین تصمیم آن است که از رمزارز فعلی خارج شود و روی رمزارز دیگری سرمایه‌گذاری کند.

تحلیل‌گر: در این حالت، تحلیل‌گر طبق تجربه خود انتظار دارد که بعد از یک سودآوری چشمگیر، روند صعودی رمزارز، به حالت نزولی بازگردد و حتی معامله‌ای که قبلاً انجام داده، وارد ضرر شود. در چنین شرایطی، او معمولاً معامله را می‌بندد و سرمایه خود را بیرون می‌کشد. احتمالا شگفت‌زده خواهید شد اگر بگوییم حتی در خشم در معامله‌گری مواقعی که هیج نشانه‌ای مبنی بر نزولی‌شدن سودآوری یک ارز دیجیتال مشاهده نمی‌شود، چنین رفتاری از تحلیل‌گر سر می‌زند!

معامله‌گر موفق: این فرد در عوض، منتظر روزی می‌ماند که روند صعودی فعلی، دیگر قدر کافی نداشته باشد. در این حالت، زمانی‌که نخستین نشانه‌های نزولی‌شدن روند سودآوری رمزارز مورد نظر پدیدار شد، معامله‌گر می‌تواند سرمایه خود را بیرون بکشد. افرادی هم که هدفشان ذخیره طولانی‌مدت رمزارز مورد نظر است، بدون توجه به شرایط فعلی، آن را تا مدت زمان مورد نظرشان نگهداری می‌کنند. در این مواقع، یک معامله‌گر موفق می‌تواند چندین برابر بیشتر از یک تحلیل‌گر سود کسب کند.

چگونه از روانشناسی ترید در تحلیل تکنیکال کمک بگیریم؟

اگرچه تکنیک‌های تحلیل تکنیکال و ترسیم نمودار، معامله‌گر را در تشخیص روند فرصت‌های خرید و فروش یاری می‌رسانند، اما این نوع تحلیل به درک و کشف روندهای بازار احتیاج دارد و این درک و شهود هم از روان‌شناسی ترید به‌دست می‌آید.

نمودارهای تکنیکال در موارد معینی معامله‌گر را بر آن می‌دارند که علاوه بر اطلاعاتی که این نمودارها در اختیارشان قرار می‌دهند، به دانش خود درباره ارز دیجیتال مورد نظرشان و درک شهودی‌شان از عوامل گسترده‌ای که بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهند هم تکیه کنند. این‌جاست که نکات روانشناسی ترید به کارشان می‌آید!

در واقع، معامله‌گرانی که توجه زیادی به اثرات فراگیر قیمت‌ها دارند و نظم و انظباط و اعتمادبه‌نفس در اقدامات آن‌ها مشاهده می‌شود، از روان‌شناسی معامله‌گری متعادلی برخوردار هستند. این ویژگی معمولا به موفقیت این افراد در عرصه معاملات بازار ارز منتهی می‌شود.

اصول روانشناسی معامله‌گری در بازار ارز دیجیتال در ابعاد شخصی و حرفه‌ای

آشنایی با اصول رواشناسی معامله‌گری، مسلماً می‌تواند ضامن موفقیت شما در این عرصه باشد. در ادامه، این اصول را به شما معرفی کرده‌ایم:

  1. مثبت‌بودن و مثبت‌ماندن: اگر چه این مسئله در نگاه اول چندان خوشایند به‌نظر نمی‌رسد، اما به‌طور شگفت‌انگیزی موثر است. در حقیقت، سلامت روان، ذهن‌آگاهی و مهربانی با خود، از اتخاذ تصمیم‌های بی‌پروا در معامله و مواجهه با ضررهای هنگفت جلوگیری می‌کنند.
  2. خودانگیزشی بالا: اگر صرفاً به‌خاطر بالابودن تب معامله‌گیری ارزهای دیجیتال قصد دارید در این بازار معامله‌گری کنید، بی‌تعارف باید خدمتتان عرض کنیم که زیاد دوام نخواهید آورد! چه چیزی جرقه اولیه معامله‌گری در بازار رمزارزها را در ذهن شما روشن کرد؟ همان را همواره به‌خاطر بسپارید و تا ابد به آن متعهد بمانید. در لحظات سخت، همین جرقه اولیه، مشوق شما برای ادامه‌دادن خواهد بود.
  3. تعیین اهداف واقع‌بینانه: بلندپروازبودن عالی‌ست، اما قبل از هر چیزی باید واقع‌بین باشید! اگر اهداف واقع‌بینانه‌ای برای معاملات خود در نظر نگرفته باشید، ممکن است خیلی زود ناامید شوید و همه چیز را رها کنید.
  4. تعامل درست با افراد: به‌عنوان یک معامله‌گر، بسیار مهم است که بدانید چطور باید با افراد و معامله‌گران تعامل داشته باشید. در غیر این صورت، شانس شما برای موفقیت محدود خواهد شد. علاوه بر این، قرارگرفتن در کنار سایر معامله‌گران به معنی این است که در کنار افراد هم‌فکر خود قرار دارید و این مسئله می‌تواند موجب ارتقای شما شود. چه از طریق کمک‌های یک مربی (کوچ) یا از طریق اقدامات فردی، باید نحوه تعامل صحیح با افراد را یاد بگیرید.
  5. مدیریت اضطراب و استرس: اضطراب و استرس با معامله‌گری عجین هستند. هرچقدر سرمایه‌ای که برای معامله وسط گذاشته‌اید بیشتر باشد، اضطرابتان هم بیشتر خواهد شد. از هر چیزی اعم از مدیتیشن، ورزش، صحبت با تراپیست و. که شما را در مدیریت استرس و عواطفتان یاری می‌رساند، کمک بگیرید. اگر بصری هستید، فعالیت‌های بصری مبتنی بر تصویر را انجام دهید. اگر سمعی هستید، گوش‌دادن به موسیقی آرامش‌بخش را امتحان کنید و.
  6. مدیریت احساسات: مدیریت احساسات، ارتباط مستقیمی با هوش هیجانی دارد. اگر چه این مسئله در حرف بسیار ساده به‌نظر می‌رسد، اما پای اکثر معامله‌گران در مدیریت عواطف و احساسات می‌لنگد. در فرایند معامله‌گری، کاملاً طبیعی‌ست که بخواهید از کسی انتقام بگیرید، از معامله‌گران پیشی بگیرید و در نهایت، به سود کلانی دست پیدا کنید. اما اگر نتوانید این احساسات را به‌درستی مدیریت کنید، ممکن است سرمایه‌تان را در معرض ضررهای جبران‌نشدنی قرار دهید.
  7. تهیه تاریخچه‌ای از معاملات: ثبت نتایج معاملات به شما کمک می‌کند که از آن‌ها درس بگیرید و با نقاط قوت و ضعفتان آشنایی پیدا کنید. از این طریق، بهتر می‌توانید راهبردها و الگوهایی را برای موفقیت در معامله‌گری بازار ارز پیدا کنید.
  8. توسعه یک طرح هوشمندانه برای معامله‌گری: هر معامله‌گری، باید یک طرح برای معامله داشته باشد. منظور از هوشمندانه این است که درباره هر جنبه به‌خوبی فکر کنید و در طرحتان، به ویژگی‌های شخصیتی و سبک زندگی‌تان توجه داشته باشید. همچنین، برنامه شما باید جوری باشد که به‌سادگی به‌خاطر سپرده شود. بسیاری از افراد تصمیم می‌گیرند با راهبردی که معامله‌گران ارشد و باسابقه در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد شروع کنند. این راهبردها آنان را در طراحی طرحی مختص خودشان یاری می‌رساند و به بهبود مهارت روانشناسی ترید در آنان کمک می‌کند.

جمع‌بندی

اگر تصور می‌کنید که برای موفقیت در بازار ارزهای دیجیتال به آشنایی با تحلیل فاندامنتال و تکنیکال احتیاج دارید، باید خدمتتان عرض کنیم که سخت در اشتباهید. هر چقدر هم که در امر معامله‌گری ماهر باشید، بدون آشنایی با روانشناسی ترید راه به جایی نخواهید برد! در مقاله حاضر درباره روانشناسی ترید در بازارهای مالی صحبت کردیم و اصول آن را با شما در میان گذاشتیم. همانطور که در مقاله ذکر شد، نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است نحوه کنترل احساسات بوده، که از آن به‌عنوان روانشناسی ترید یا معاملات یاد می‌شود.

به منظور کنترل احساسات و تصمیم‌گیری برای امر معاملات، اصولی وجود دارد که با رعایت آن‌ها معامله‌گر مهارت خود را در زمینه ترید افزایش می‌دهد. با توجه به آن‌چه گفته شد، به هوش هیجانی و روان‌شناسی معامله‌گری خود چه نمره‌ای می‌دهید؟

امتناع شهردار کابل از حضور در مجلس خشم نمایندگان را برانگیخت

امتناع داود سلطان زوی شهردار کابل از حضور در نشست استجوابیه مجلس مجلس، خشم نمایندگان را برانگیخته است.

امتناع شهردار کابل از حضور در مجلس خشم نمایندگان را برانگیخت

امتناع داود سلطان زوی شهردار کابل از حضور در نشست استجوابیه مجلس مجلس، خشم نمایندگان را برانگیخته است.

به گزارش خبرگزاری جمهور؛ مجلس نمایندگان در نشست امروز دوشنبه (8 جدی) خود، احمدجواد عثمانی وزیر صحت، داود سلطان زوی شهردار کابل و شاه زمان میوندی رییس اداره محیط زیست را در پیوند به شیوع ویروس کرونا همزمان با افزایش آلودگی هوا استجواب کرده بود؛ اما آقای سلطان‌زوی به بهانه شرکت در نشست امروز کابینه به مجلس حاضر نشد.

عدم حضور سلطان زوی با واکنش تند نمایندگان مواجه شد.

الله گل مجاهد یک عضو مجلس گفت: "شاروال کابل یک آدم دیکتاتور است می‌گوید نمایندگان ملت را نمی‌شناسم. هر باری که به شهردار مکتوب داده‌ایم، حاضر نشده‌است."

خالد اسد دیگر عضو مجلس نیز گفت که شهردار عضو کابینه نیست؛ اما او یک شخص ضعیف و فاسد است که بچه خود را از امریکا بخاطر معامله‌گری به کابل خواسته و ریاست‌های نواحی را به فروش می‌ر‌ساند."

او گفت:" مجلس باید یک مصوبه صادر کند که به دلیل عدم احترام به دادستانی معرفی کند دیگر راهی وجود ندارد".

محمد صادق قادری هم بیان داشت: "شهردار به نواحی و ماموران گفته به کمیسیون‌های مجلس نروند. پس صلاحیت نظارت ما چه می‌شود؟ مسوولین بی‌کفایت بدون این که رییس جمهور خبر باشد به صلاحیت‌های مجلس احترام نمی‌گذارند."

نمایندگان دیگر نیز شهردار کابل را به دلیل فساد گسترده متهم کردند و تاکید ورزیدند که مجلس او را باید به دادستانی معرفی کند.

سر انجام، چندین تن نمایندگان یک فورم درخواستی را امضا کردند که مطابق آن شهردار کابل به دلیل عدم رسیدگی به محیط زیست، بلند منزل‌‎های غیر قانونی، تعیینات غیر معیاری، عدم تطبیق پروژه‌های انکشافی و عدم حضور به جلسات کمیسیون‌ها و نشست عمومی مجلس به دادستانی معرفی خواهد شد.

اما؛ میر رحمان رحمانی رییس مجلس نمایندگان گفت که این درخواست نمایندگان را به روز چهارشنبه آینده در نشست عمومی به رای می‌گذارد و اگر مصوبه شد آقای سلطان زوی به دادستانی معرفی خواهد شد.

همچنین بر بنیاد این پیشنهاد امضای آقای سلطان زوی غیر قابل اعتبار اعلام خواهد شد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.